٠•♥ شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید ♥•٠
شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید بر حسب کتاب شان نزول آیات قرآن از آیت الله مکارم شیرازی ، ترجمه قرآن مجید از آیتی،نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه از محمدباقر محقق


ترجمه:

بگو: خداوند، یکتا و یگانه است. (1)

خداوندى است که همه نیازمندان قصد او مى کنند. (2)

[هرگز] نزاد، و زاده نشد. (3)

و براى او هیچ گاه شبیه و مانندى نبوده است(4)

شأن نزول:

در شأن نزول این سوره، از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده: «یهود از رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) تقاضا کردند خداوند را براى آنها توصیف کند، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) سه روز سکوت کرد و پاسخى نگفت، تا این سوره نازل شد و پاسخ آنها را بیان کرد».

در بعضى از روایات آمده: این سؤال کننده «عبداللّه بن صوریا» یکى از سران معروف یهود بود و در روایت دیگرى آمده: «عبداللّه بن سلام» چنین سؤالى را از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در «مکّه» کرد، سپس ایمان آورد، و ایمان خود را همچنان مکتوم مى داشت.

در روایات دیگرى آمده است: مشرکان «مکّه» چنین سؤالى را کرده اند.

در بعضى از روایات نیز آمده: سؤال کنندگان، گروهى از مسیحیان «نجران» بودند.(1)

در میان این روایات، تضادى وجود ندارد؛ زیرا ممکن است این سؤال از ناحیه همه آنها مطرح شده باشد و این خود دلیلى است بر عظمت فوق العاده این سوره که پاسخگوى سؤالات افراد و اقوام مختلف است.(2)

 پانویس:

       

  1. «المیزان»، ج 20، ص 546؛ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث؛ «قرطبى»، ج 20، ص 246.
  2. گردآوری از کتاب: شان نزول آیات قرآن(برگرفته از تفسیر نمونه)، محمد جعفر امامی، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول ، ص 524.

منبع:

  • پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=42&lid=0&catid=27473&mid=319706
  • کتابخانه مدرسه فقاهت http://lib.eshia.ir/27591/1/524



ترجمه:

بگو: اوست خداى یکتا، (۱)

خداى که در حاجت به او رو کنند، (۲)

نه زاده است و نه زاده شده، (۳)

و نه هیچ کس همتاى اوست. (۴)

شأن نزول آیات 1 تا 4:

 

محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیه‌السلام و نیز ابن بابویه بعد از شش واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیه‌السلام روایت کنند که یهود از پیامبر خواستند که نسب خداوند را براى آن‌ها بیان نماید. پیامبر سه روز در جواب آن‌ها تأمل فرمود سپس این سوره نازل گردید.[۱]

 

و نیز محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از عاصم بن حمید نقل نماید که گفت: از امام سجاد علیه‌السلام درباره توحید سؤال گردید. فرمود: خداوند می‌دانست که در آخرالزمان مردم متفکر و متعمق در امور، وجود خواهند داشت لذا این سوره و آیاتى چند از سوره حدید را به پیامبر خود نازل نمود.[۲]

 

أبی بن کعب و جابر بن عبدالله انصارى گویند: مشرکین به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفتند: خداى خود را از براى ما تعریف کن که از چه نسب و حسبى است سپس این سوره نازل شد و این سوره مکیه است.[۳]

 

ابن عباس گوید: عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه برادر لبید نزد پیامبر آمدند. عامر گفت: یا محمد به چه چیز ما را می‌خوانى و دعوت می‌کنى. پیامبر فرمود: شما را به سوى خداى خود می‌خوانم سپس گفت: براى ما بگو که این خداى تو از طلا است یا از نقره و یا از آهن است یا چوب؟ سپس این سوره نازل شد و چون اربد از روى مسخره و استهزاء این سؤالات را تکرار می‌نمود لذا صاعقه اى آمد و او را سوزانید و عامر نیز از ترس دیدن آن منظره قالب تهى کرد و مرد.

 

ضحاک و قتاده و مقاتل گویند: عده اى از دانشمندان یهود نزد پیامبر آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما توصیف کن، شاید به او ایمان بیاوریم زیرا خداوند صفت و نعمت خود را در تورات آورده است سپس این سوره نازل گردید.[۴]

 

عبدالله بن سلام که از دانشمندان یهود بود به مکه رفت تا پیامبر اسلام را ببیند وقتى که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. پیامبر از او سؤال کرد و او را به خداوند قسم داد که آیا وصف وى را در تورات دیده است یا نه؟ عبدالله بن سلام گفت: اول تو خداى خود را براى من توصیف و تعریف بنماى تا من آنچه خواستى به تو بگویم سپس این سوره نازل گردید و پیامبر آن را براى عبدالله بن سلام قرائت فرمود و سبب اسلام آوردن عبدالله بن سلام هم همین سوره گردید ولى او تا مدتى ایمان و اسلام خود را از یهودیان پوشیده می‌داشت تا این که پیامبر از مکه به مدینه مهاجرت فرمود پس از مهاجرت پیامبر عبدالله اسلام خود را آشکار ساخت.[۵]

 

ابن عباس گوید: یهود که از آن جمله کعب بن اشرف و حى بن اخطب بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن سپس این سوره نازل گردید.[۶]

 

چنان که قتادة و سعید بن جبیر نیز موضوع آمدن ابن اشرف و ابن اخطب را روایت نموده اند و این خود می‌رساند که این سوره مدنى است.[۷] از طریق ابان از انس روایت شده که یهود خیبر نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا اباالقاسم خداوند فرشتگان را از نور خلق کرده و آدم را از حمأمسنون آفریده و ابلیس را از زبانه آتش به وجود آورده و آسمان را از دود خلق کرده و زمین را از کف آب به وجود آورده پس به ما خبر بده از پروردگار خود که از چه چیزى به وجود آمده است؟

 

پیامبر جوابى نداد تا این که جبرئیل این سوره را نازل نمود.[۸] ابن عباس گوید: مسیحیان نجران با عاقب و سید که از سران آن‌ها بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن که از چه جنسى است؟ سپس این سوره نازل گردید و از این جهت به این سوره (نسب الرّب) نیز مى گویند.[۹]

 

پانویس:

  1. تفاسیر برهان و على بن ابراهیم.
  2. البرهان فی تفسیر القرآن.
  3. تفاسیر مجمع البیان از خاصه و جامع البیان و طبرانى و قاضى عبدالجبار و صحیح ترمذى و حاکم و ابن خزیمه از عامه.
  4. تفسیر مجمع البیان.
  5. تفسیر قاضى عبدالجبار معتزلى.
  6. تفسیر ابن ابى حاتم.
  7. تفاسیر جامع البیان و ابن المنذر.
  8. کتاب العظمة از ابوالشیخ.
  9. تفسیر کشف الاسرار.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 889.



ترجمه:

بریده باد هر دو دست «ابولهب» (و مرگ بر او باد)!(1)

هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودى نبخشید!(2)

و به زودى وارد آتشى شعله‌ور و پر لهیب مى‌شود.(3)

و (نیز) همسرش، در حالى که هیزم‌کش (دوزخ) است.(4)

و طنابى در گردنش از لیف خرما است!(5)

شأن نزول:

مرگ بر ابولهب!

از «ابن عباس» نقل شده: هنگامى که آیه «وَ انْذُرْ عَشِیْرَتَکَ الأَقْرَبِیْنَ» نازل شد و پیغمبر مأموریت یافت فامیل نزدیک خود را انذار کند و به اسلام دعوت نماید (دعوت خود را علنى سازد) پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بر فراز کوه «صفا» آمده، فریاد زد: «یا صَباحاهُ»! (این جمله را عرب زمانى مى‌گفت که مورد هجوم غافلگیرانه دشمن قرار مى‌گرفت، براى این که همه را با خبر سازند و به مقابله برخیزند، کسى صدا مى‌زد:

«یا صَباحاهُ»! انتخاب کلمه «صباح» به خاطر این بود که، هجوم‌هاى غافلگیرانه غالباً در اوّل صبح واقع مى‌شد).

هنگامى که مردم «مکّه» این صدا را شنیدند، گفتند: کیست که فریاد مى‌کشد؟

گفته شد: «محمّد» است، جمعیت به سراغ حضرتش رفتند، او قبائل عرب را با نام صدا زد، و با صداى او جمع شدند، فرمود: به من بگوئید: اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این کوه به شما حمله‌ور مى‌شوند، آیا مرا تصدیق خواهید کرد؟

در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغى نشنیده‌ایم.

فرمود: انِّى نَذِیْرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدىْ عَذابٍ شَدِیْدٍ: «من شما را در برابر عذاب شدید الهى انذار مى‌کنم» (شما را به توحید و ترک بت‌ها دعوت مى‌نمایم).

هنگامى که «ابولهب» این سخن را شنید گفت: تَبّاً لَکَ! أَ ما جَمَعْتَنا الَّا لِهذا؟!: «زیان و مرگ بر تو باد! آیا تو فقط براى همین سخن ما را جمع کردى»؟!

در این هنگام بود که، این سوره نازل شده: تَبَّتْ یَدا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ: «زیان و هلاکت بر دستان ابولهب باد که زیانکار و هلاک شده است».

بعضى در اینجا افزوده‌اند: هنگامى که همسر «ابولهب» (نامش «ام جمیل» بود) با خبر شد که این سوره درباره او و همسرش نازل شده، به سراغ پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله آمد، در حالى که آن حضرت را نمى‌دید، سنگى در دست داشت و گفت: من شنیده‌ام «محمّد» مرا هجو کرده، به خدا سوگند اگر او را بیابم با همین سنگ بر دهانش مى‌زنم! من خودم نیز شاعرم! سپس به اصطلاح، اشعارى در مذمت پیغمبر و اسلام بیان کرد. «1»

خطر «ابولهب» و همسرش براى اسلام و عداوت آنها منحصر به این نبود، و اگر مى‌بینیم قرآن لبه تیز حمله را متوجه آنها کرده و با صراحت از آنها نکوهش مى‌کند، دلائلى بیش از این دارد که بعداً به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد.

 

پانویس:

     

  1. «قرطبى»، ج 10، ص 7324 (با کمى تلخیص)، همین مضمون را با تفاوتى «طبرسى» در «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث و «ابن اثیر» در «الکامل»، ج 2، ص60، و «درّ المنثور» و «ابوالفتوح رازى» و «فخر رازى» و «فى ظلال القرآن» در تفسیر این سوره نقل کرده اند.

منبع:

 

  • قرآن کریم/ ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
  • کتابخانه مدرسه فقاهت  http://lib.eshia.ir/27591/1/523



ترجمه:

دستهاى ابولهب بریده باد و هلاک بر او. (۱)

دارایى او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد. (۲)

زودا که به آتشى شعله‌ور درافتد. (۳)

و زنش هیزم‌کش است. (۴)

و بر گردن ریسمانى از لیف خرما دارد. (۵)

 

شأن نزول آیات 1 تا 5:

 

«شیخ طوسى» گویند: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مردم را جمع کرد و گفت: خداوند مرا به سوى شما عموماً و به سوى قریش خصوصاً مبعوث نموده است و اگر این بعثت مرا بپذیرید، مالک عرب و عجم شده و آن‌ها را به تصرف خویش خواهید درآورد، گفتند: بعثت تو براى چیست؟

 

گفت: براى آنست که به شما بگویم، بگوئید: لا اله الّا اللّه و انّى رسول اللّه، ابولهب که در آن میان بود. گفت: تبّا لهذا من دین اللّه، سپس این سوره نازل گردید.[۱][۲]

 

پانویس:

  1. صاحب مجمع البیان از سعید بن جبیر و او از ابن عباس نقل نماید که گفت: روزى پیامبر بالاى کوه صفا رفت و فرمود: یا صباحاه قریش به او روى آوردند. گفتند: چه شده است؟ فرمود: اگر به شما خبر بدهم که دشمن در صبح یا در شب در کمین شما است. از من باور می‌دارید یا نه؟ گفتند: بلى باور مى کنیم سپس فرمود: بدانید که من نذیر و ترساننده شما هستم از عذابى که به علت گمراهى و جهالت در جلو روى شما قرار گرفته است. ابولهب گفت: تبا لک، براى همین موضوع ما را به اینجا خوانده اى؟
  2. طبرى صاحب جامع البیان از طریق اسرائیل از ابواسحق و او از مردى از همدان که به او یزید بن زید مى گفتند: روایت کند که زن ابولهب اغلب خار و خاشاک را جمع می‌کرد و جلو راه پیامبر مى گذاشت و راه را بر او مسدود مى ساخت چنان که ابن المنذر نیز در تفسیر خود از عکرمة مانند آن را روایت نموده است.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 888.



 

 


ترجمه:

بگو: اى کافران، (۱)

من چیزى را که شما مى‌پرستید نمى‌پرستم. (۲)

و شما نیز چیزى را که من مى‌پرستم نمى‌پرستید. (۳)

و من پرستنده چیزى که شما مى‌پرستید نیستم. (۴)

و شما پرستنده چیزى که من مى‌پرستم نیستید. (۵)

شما را دین خود، و مرا دین خود. (۶)

 


شأن نزول آیات 1 تا 6:

 

«شیخ طوسى» گویند: ابن عباس گوید: این سوره در جواب جماعتى از قریش نازل شده که به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته بودند، یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و ما متقابلاً یک سال خداى تو را عبادت می‌نمائیم سپس این سوره آمد و نیز درباره آن‌ها آیه 64 سوره زمر «أَفَغَیرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیهَا الْجاهِلُونَ» نازل گردید.

 

و نیز گویند: ولید بن مغیرة و عاص بن وائل و اسود بن مطلب و امیة بن خلف به پیامبر گفته بودند ما و شما عبادت خدایان متعدد خود و خداى واحد تو را دست به دست مى چرخانیم تا این که دشمنى و کینه ما با شما از بین برود سپس این سوره نازل گردید.[۱]

 

پانویس:

  1. طبرانى و ابن ابى حاتم در تفاسیر خود از ابن عباس نقل کنند که قریش به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: به تو مال و ثروت زیادى می‌دهیم که ثروتمندترین افراد ما قرار بگیرى و هر چه زن بخواهى به تو می‌دهیم که از بدگوئى خدایان ما دست بردارى و در ازاء آن ما هم به خداى تو بد نخواهیم گفت و اگر حاضر نیستى عبادت ها را تقسیم مى کنیم. یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و یک سال ما خداى تو را عبادت خواهیم نمود سپس این سوره نازل گردید و نیز عبدالرزاق در تفسیر خود از وهب و همچنین ابن المنذر در تفسیر خود از ابن جریج این موضوع را روایت کرده اند.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 886.



ترجمه:

ما کوثر را به تو عطا کردیم. (۱)

پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن‌ (۲)

که بدخواه تو خود اَبتر است. (۳)


شأن نزول:

زمانى که رسول‌(صلی الله علیه وآله) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق می‌شود.1

کوثر از ریشه کثرت است و بر چیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.2

البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.

براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ذکر می‌کند.3 اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود.

اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است

 

 

امام فخر رازى در ذیل آیه می‌نویسد:

 

کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(سلام الله علیها) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علی‌بن‌الحسین و محمد‌بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.4

آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

حسن ختام این بخش، آن که نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده به گور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است.

موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده ف این برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید.

به راستی در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟5

 

پی نوشت ها :

1. ابن منظور، لسان العرب/36.

2. طبرسی، مجمع البیان فى علوم القرآن، 5/549.

3. علامه طباطبایی، المیزان، 7/370.

4. امام فخر رازی، التفسیر الکبیر، 32/122.

5. سید جواد ورعی، کوثر، محبوبه است/63؛ ماهنامه پیام زن.

بخش قرآن تبیان

 


 

منبع :

سایت شبکه قرآن




ترجمه:

پس وای بر آن نمازگزارانی.(4)

که در نماز خود سهل انگارند.(5)

آنان که ریا می کنند.(6)

و از دادن زکات دریغ می ورزند.(7)

شأن نزول آیات 4 تا 7:

طریف بن ابى طلحه از ابن عباس روایت کند که این آیات درباره منافقین نازل شده که وقتى که با مؤمنین بودند، نماز می‌خواندند که آن‌ها ببینند و وقتى که با آن‌ها نبودند، نماز نمى خواندند و نیز از دادن اشیاء عاریة خوددارى نموده و دیگران را از دادن عاریة منع مى کردند.[۱]

پانویس:

  1. تفسیر ابن المنذر.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 884.



(1)

ترجمه:

آیا آن را که روز جزا را دروغ می شمرد، دیدی؟(1)

او همان کسی است که یتیم را به اهانت می راند.(2)

و مردم را به طعام دادن به بینوا وانمی دارد.(3)

شأن نزول آیات 1 تا 3:

این آیات درباره عاص بن وائل السهمى نازل شده و نیز گویند: درباره ولید بن مغیرة نازل گردیده است.

ابن جریج گوید: درباره ابوسفیان بن حرب آمده که هر هفته دو شتر نحر مى کرد و یتیمى از او گوشت خواست با عصاى خود او را از خود راند[۱] و نیز گویند: آیه 1 درباره ابوجهل و کفار قریش نازل شده است.[۲]

 

پانویس:

  1. تفسیر کشف الاسرار.
  2. تفسیر على بن ابراهیم.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 883.



ترجمه:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا ندیدی پروردگارت با فیل سواران [= لشکر ابرهه که برای نابودی کعبه آمده بودند] چه کرد؟! (۱)

آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهی قرار نداد؟! (۲)

و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد، (۳)

که با سنگهای کوچکی آنان را هدف قرارمی‌دادند؛ (۴)

سرانجام آنها را همچون کاه خورده‌شده (و متلاشی) قرار داد! (۵)

شأن نزول:

مگر داستان اصحاب فیل را نشنیده‌اى؟!

در حدیثى از امام على بن الحسین علیه السلام مى‌خوانیم: «ابوطالب همواره با شمشیرش از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله دفاع مى‌کرد تا آنجا که مى‌فرماید: (روزى) «ابوطالب» عرض کرد: فرزند برادر! آیا تو مبعوث به همه مردم شده‌اى، یا تنها به قوم خودت؟

پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: نه، مبعوث به جمیع انسان‌ها شده‌ام، از سفید و سیاه، عربى و عجمى، سوگند به کسى که جانم در دست او است، که من همه انسان‌هاى سفید پوست و سیاه پوست را به این آئین دعوت مى‌کنم، و تمام کسانى را که بر قله کوه‌ها و دریاها هستند به این آئین فرا مى‌خوانم، و من تمام کسانى که به زبان‌هاى فارسى و رومى سخن مى‌گویند را به سوى هدایت دعوت مى‌کنم.

هنگامى که این سخن به گوش قریش رسید، در حیرت فرو رفتند و گفتند: آیا گوش به سخنان فرزند برادرت نمى‌دهى که چه مى‌گوید؟

به خدا سوگند اگر مردم فارس و روم این سخنان را بشنوند، ما را از سرزمینمان مى‌ربایند! و سنگ‌هاى خانه کعبه را قطعه قطعه جدا مى‌کنند! اینجا بود که خداوند آیه شریفه وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى‌ مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا أَ وَ لَمْ نُمَکِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً یُجْبى‌ إِلَیْهِ ثَمَراتُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ: «آنها گفتند: اگر ما هدایت را با تو بپذیریم (و از تو تبیعت کنیم) ما را از سرزمینمان مى‌ربایند!، آیا ما آنها را در حرم امنى که ثمرات هر چیز را به سوى آن مى‌آورند جاى ندادیم»؟ «1»

و درباره این سخن آنها که خانه کعبه را متلاشى مى‌کنند، سوره «فیل» را نازل کرد» (و به آنها گوشزد نمود: هیچ کس قادر بر چنین کارى نیست). «2»

پانویس:

  1. «سوره قصص، آیه 57»
  2. «نور الثقلین» ، ج 4 ، ص 135 ، و ج 5 ، ص 699 ، ح 8 ؛ «روضة الواعظین» الفتال نیشابوری ، ص 54 .

منابع:

  • شان نزول آیات قرآن جلد:١ نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام محل نشر:قم – ایران سال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه ی دیجیتال مدرسه ی فقاهت :

http://lib.eshia.ir/27591/1/511

و

http://lib.eshia.ir/27591/1/512

 

 




ترجمه:

وای بر هر عیبجوی مسخره‌کننده‌ای! (۱)

همان کس که مال فراوانی جمع‌آوری و شماره کرده (بی‌آنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند)! (۲)

او گمان می‌کند که اموالش او را جاودانه می‌سازد! (۳)

چنین نیست که می‌پندارد؛ بزودی در «حُطَمه» [= آتشی خردکننده‌] پرتاب می‌شود! (۴)

و تو چه می‌دانی «حُطمه» چیست؟! (۵)

آتش برافروخته الهی است، (۶)

آتشی که از دلها سرمی‌زند! (۷)

این آتش بر آنها فروبسته شده، (۸)

در ستونهای کشیده و طولانی! (۹)

شأن نزول:

واى بر عیب‌جویان و طعنه‌زنان

جمعى از مفسران چنین گفته‌اند: آیات این سوره، درباره «ولید بن مغیره» نازل شده است، که در پشت سر پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله غیبت مى‌کرد، و در پیش رو طعن و استهزاء مى‌نمود.

بعضى دیگر، آن را درباره افراد دیگرى از سران شرک و دشمنان کینه‌توز و سرشناس اسلام مانند: «اخنس بن شریق»، «امیة بن خلف» و «عاص بن وائل» دانسته‌اند. «1»

ولى، چنانچه این شأن نزول‌ها را بپذیریم، باز عمومیت مفهوم آیات شکسته نمى‌شود، بلکه شامل تمام کسانى است که داراى این صفاتند.

پانویس:

  1. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «المیزان» ، ج 20 ، ص 360 ؛ «قرطبی» ، ج 20 ، ص 183 .

منابع:

  • شان نزول آیات قرآن جلد:١ نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام محل نشر:قم – ایران سال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه ی دیجیتال مدرسه ی فقاهت :

http://lib.eshia.ir/27591/1/509

و

http://lib.eshia.ir/27591/1/510




ترجمه:

سوگند به این زمان، (۱)

که آدمى در خسران است. (۲)

شأن نزول آیات 1 و 2:

گویند: این آیه درباره اسود بن شریق القرشى نازل گردیده است و نیز گویند: درباره ولید بن مغیرة نازل شده و همچنین گویند: درباره مردى از قریش به نام جمیل نزول یافته است.[۱]

پانویس:

  1.  تفسیر کشف الاسرار.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 878.



ترجمه:

افزون طلبى شما را به خود مشغول داشته است. (1)

تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و به آن قبور افتخار کردید). (2)

چنین نیست (آرى) به زودى خواهید دانست! (3)

باز چنان نیست؛ به زودى خواهید دانست. (4)

قطعاً چنان نیست؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبى شما را از خدا غافل نمى‌کرد)! (5)

قطعاً شما جهنم را خواهید دید! (6)

سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین مشاهده خواهید کرد.(7)

سپس در آن روز (همه شما) از نعمت‌هائى که داشته‌اید بازپرسى خواهید شد!(8)

شأن نزول:

تفاخر و زیادت‌طلبى نا به جا، از بى‌خردى است

مفسران معتقدند: این سوره درباره قبائلى نازل شد که بر یکدیگر تفاخر مى‌کردند، و با کثرت نفرات و جمعیت، یا اموال و ثروت خود، بر یکدیگر مباهات مى‌نمودند، تا آنجا که براى بالا بردن آمار نفرات قبیله، به گورستان مى‌رفتند و قبرهاى مردگان هر قبیله را مى‌شمردند!

ولى، بعضى آن را ناظر به دو قبیله از قبائل «قریش» در «مکّه» مى‌دانند، و بعضى دو قبیله از قبائل انصار پیامبر صلى الله علیه و آله در «مدینه» و بعضى تفاخر «یهود» را بر دیگران. «1»

هر چند «مکّى» بودن آن صحیح‌تر به نظر مى‌رسد.

اما، مسلّم است که این شان نزول‌ها هر چه باشد، هرگز مفهوم آیه را محدود نمى‌کند.

پانویس:

  1. «مجمع البیان»  ، ذیل آیات مورد بحث، «المیزان»، ج 20 ص 353 ، «قرطبی» ، ج 20، ص 168 .

منابع:

  • شان نزول آیات قرآن جلد:١ نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام محل نشر:قم – ایران سال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه ی دیجیتال مدرسه ی فقاهت :

http://lib.eshia.ir/27591/1/507

و
http://lib.eshia.ir/27591/1/508 




 

    

               

                           

                                        

ترجمه:

اما هر که کفّه ترازویش سنگین باشد، (۶)

در یک زندگى پسندیده است. (۷)

و اما هر که کفه ترازویش سبک باشد، (۸)

جایگاهش در هاویه است. (۹)

شأن نزول آیات 6 تا 9:

محمد بن العباس بعد از دو واسطه از امام على بن موسى الرضا علیه‌السلام و ایشان از اجداد گرامى خود نقل فرمایند که آیات 6 و 7 درباره على بن ابى‌طالب علیه‌السلام نازل گردیده و آیات 8 و 9 درباره فاسقین نزول یافته است.[۱]

پانویس:

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 876.



حضرت علی (علیه السلام) شان نزول سوره ی العادیات است

ترجمه:

سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى که نفس زنان به پیش مى‌رفتند.(1)

و به افروزندگان جرقه آتش.(2)

و به هجوم آوران سپیده دم.(3)

که گرد و غبار به هر سو پراکندند.(4)

و (ناگهان) در میان دشمن ظاهر شدند.(5)

که انسان در برابر نعمت‌هاى پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است.(6)

و او خود (نیز) بر این معنى گواه است!(7)

و او علاقه شدید به مال دارد!(8)

آیا نمى‌داند: در آن روز که تمام کسانى که در قبرها هستند برانگیخته مى‌شوند.(9)

و آنچه در درون سینه‌هاست آشکار مى‌گردد.(10)

در آن روز پروردگارشان از آنها کاملًا با خبر است؟!(11)

شأن نزول:

سوگند به اسب‌هاى میدان نبرد

در حدیثى آمده است که، این سوره بعد از جنگ «ذات السلاسل» نازل شد و ماجرا چنین بود:

در سال هشتم هجرت، به پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله خبر دادند: دوازده هزار سوار در سرزمین «یابس» جمع شده، با یکدیگر عهد کرده‌اند: تا پیامبر صلى الله علیه و آله و على علیه السلام را به قتل نرسانند و جماعت مسلمین را متلاشى نکنند، از پاى ننشینند!

پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله جمع کثیرى از یاران خود را به سرکردگى بعضى از صحابه، به سراغ آنها فرستاد، ولى بعد از گفتگوهائى بدون نتیجه، بازگشتند، سرانجام، پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله، على علیه السلام را با گروه کثیرى از مهاجر و انصار به نبرد آنها اعزام داشت.

آنها به سرعت به سوى منطقه دشمن حرکت کردند، به دشمن خبر رسید که على بن ابیطالب علیه السلام وارد منطقه شده، آنها براى مقابله حاضر شدند، امام علیه السلام نخست، اسلام را بر آنها عرضه داشت، ولى نپذیرفتند، و اظهار داشتند جز جنگ و کشتار به عمل دیگرى راضى نخواهیم شد، وعده نبرد فردا.

امام علیه السلام پذیرفت، و دستور داد نیروها اسب‌هاى خود را علف دهند، زین بر آنها نهند و آماده کارزار باشند، و صبحگاهان که هنوز هوا تاریک بود، دشمن را در حلقه محاصره گرفته، به آنها حمله کردند و آنان را درهم شکستند، عده‌اى را کشتند، زنان و فرزندانشان را اسیر، و اموال فراوانى را به غنیمت گرفتند.

سوره «و العادیات» نازل شد، در حالى که هنوز سربازان اسلام به «مدینه» باز نگشته بودند، پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله آن روز براى نماز صبح آمد، و این سوره را در نماز، تلاوت فرمود، بعد از پایان نماز، اصحاب عرض کردند: این سوره‌اى است که ما تا به حال نشنیده بودیم!.

فرمود: آرى، على علیه السلام بر دشمنان پیروز شد، و «جبرئیل» دیشب با آوردن این سوره، به من بشارت داد.

چند روز بعد، على علیه السلام با غنائم و اسیران به «مدینه» وارد شد.(1)

پانویس:

  1. «بحار الانوار» ، ج 1 ، ص 68 به بعد ، «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث و بعضی تواریخ دیگر.

منابع:

  • شان نزول آیات قرآن جلد:١ نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام محل نشر:قم – ایران سال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه ی دیجیتال مدرسه ی فقاهت : http://lib.eshia.ir/27591/1/506



ترجمه:

پس هر کس به وزن ذره ای نیکی کرده باشد، آن را می بیند.(7)

و هر کس به وزن ذره ای بدی کرده باشد، آن را می بیند.(8)

شأن نزول آیات 7 و 8:

مقاتل و سعید بن جبیر گویند: وقتى که آیه «وَ یطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یتِیماً وَ أَسِیراً» نازل گردید، مسلمین مى پنداشتند که اگر مال کمى را انفاق و بخشش کنند داراى پاداش و ثواب نخواهند بود و نیز اگر گناهانى که به نظرشان کوچک مى آمد از قبیل دروغ و نگاه کردن از روى شهوت به نوامیس مردم و غیبت کردن را مرتکب گردند، مؤاخذه نخواهند شد. سپس این آیات نازل گردید و به آن‌ها فهمانید که بر کوچکترین اعمال خیر و شر پاداش و کیفر خواهند دید

پانویس:

  1. تفاسیر روض الجنان از خاصه و کشف الاسرار و ابن ابى حاتم از عامه.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 874.



ترجمه:

کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته می کنند، بهترین آفریدگانند.

شان نزول:

مقاتل بن سلیمان از ضحاک و او از ابن عباس روایت کند که این آیه درباره امام على مرتضى علیه‌السلام و اهل بیت او نازل گردیده است.[۱]

ابو عبدالله الحافظ مرفوعاً از یزید بن شراحیل الانصارى کاتب امام نقل کند که گوید: از امام على مرتضى علیه‌السلام شنیدم که فرمود: هنگامى که رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست از دار دنیا رحلت نماید سر پیامبر را در بغل داشتم به من فرمود: یا على آیا قول خداوند را شنیدى که فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» گفتم: بلى یا رسول اللّه. فرمود: اینان شیعیان تو هستند. میعادگاه من و تو در حوض کوثر خواهد بود هنگامى که مردم را براى حساب جمع‌آورى نمایند.[۲]

محمد بن العباس بعد از شش واسطه از ابورافع نقل کند که گوید: على علیه‌السلام در روز شورى بعد از عمر به اهل شورى فرمود: شما را قسم می‌دهم که آیا شاهد بوده اید در روزى که با پیامبر نشسته بودید و من وارد شدم به شما فرمود: این على برادر من است که نزد شما آمده سپس رو به طرف کعبه نمود و فرمود: قسم به خداى این کعبه که او و شیعیانش از رستگارانند سپس فرمود: بدانید که او نخستین کسى است که ایمان آورده و از همه شما به امر خدا قائم تر و به عهد خدا وفادارتر و به حکم خدا قضاوت کننده تر و با عدل و دادتر در امور رعیت و مزیت او بر شما در نزد خدا بزرگتر و کسى است که خداوند براى او آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» را نازل فرموده است و سپس شما همه براى این گفتار پیامبر به من تبریک گفته بودید. آیا این موضوع را به یاد دارید یا نه؟

همه گفتند: بلى یا على تصدیق داریم و نیز ابن شهر آشوب از ابوبکر الهذلى و او از شعبى نقل کند که مردى نزد پیامبر آمد و گفت: یا رسول‌الله به من چیزى یاد بده که براى من نفع داشته باشد. فرمود: بر تو باد بر انجام عمل خوب زیرا در دنیا و آخرت براى تو نافع خواهد بود در این هنگام على وارد شد و گفت: یا رسول الله فاطمه زهرا شما را نزد خود می‌خواند.

پیامبر فرمود: الآن اجابت می‌کنم سپس آن مرد به رسول خدا گفت: یا رسول الله این مرد کیست؟ فرمود: از کسانى است که خداوند براى او آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» را نازل نموده است.[۳]

انس بن مالک گوید: این آیه درباره على بن ابى‌طالب نازل شد که نخستین کسى بود که نبوت رسول خدا صلی الله علیه و آله را تصدیق نمود و افضل خلایق بعد از پیامبر بود.[۴]

پانویس:

  1.  تفسیر مجمع البیان.
  2. کتاب شواهد التنزیل از حاکم ابوالقاسم الحسکانى.
  3.  البرهان فی تفسیر القرآن.
  4.  کتاب نزول القرآن از ابوبکر الشیرازى.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 873.



ترجمه:

ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم!(1)

و تو چه مى‌دانى شب قدر چیست؟!(2)

شب قدر بهتر از هزار ماه است(3)

فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کارى نازل مى‌شوند.(4)

شبى است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپیده(5)

شأن نزول:

یک شب برابر هزار ماه

در روایتى آمده که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در خواب دید «بنى‌امیه» از منبر او بالا رفته‌اند، این امر بر پیامبر گران آمد و ناراحت شد، سوره «قدر» نازل گردید و پیامبر را تسلّى دارد (لذا بعضى «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» را ناظر به مدت حکومت «بنى‌امیه» که حدود یک هزار ماه بود مى‌دانند) و مى‌دانیم: مسجد و منبر در «مدینه» تشکیل شد، نه در «مکّه». «1»

پانویس:

  1. «روح المعانی» ، ج 30 ، ص 188 و «درّ المنثور» ، ج 6 ، ص 371؛ «بحار الانوار»، ج 18، ص 128، و ج 44 ، ص 58؛ «قرطبی»، ج 20،ص133.

منابع:

  • شان نزول آیات قرآن جلد:١ نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام محل نشر:قم – ایران سال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه ی دیجیتال مدرسه ی فقاهت : http://lib.eshia.ir/27591/1/502



 

ترجمه:

ما در شب قدرش نازل کردیم.(1)و تو چه دانی که شب قدر چیست؟(2)شب قدر بهتر از هزار ماه است.(3)

شأن نزول آیات 1 تا 3:

حسن بن على علیه‌السلام فرماید: پیامبر بنى‌امیه را بر منبر خود دید، از این عمل آن‌ها بدش آمد سپس سوره کوثر و این آیات براى او نازل گردید و بعد از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بنى‌امیه زمام امور را بدست گرفتند.[۱]

محمد بن یعقوب کلینى بعد از هفت واسطه از امام صادق علیه‌السلام روایت کند که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله در خواب دید که بنى‌امیه بعد از خودش بر منبرش بالا مى روند و مردم را به قهقرى و گمراهى می‌خوانند.

از خواب بیدار شد در حالتى که محزون و غمگین بود، جبرئیل نازل شد و گفت: یا رسول الله چرا محزونى؟، پیامبر خواب خود را براى جبرئیل بیان داشت. جبرئیل به آسمان رفت پس از لحظه اى آیات 205 و 206 و 207 سوره شعراء و این آیات را براى او نازل گردانید و خداوند شب قدر را براى رسول خود بالاتر از هزار ماه خلافت بنى‌امیه گردانید.[۲]

یوسف بن مازن الراسینى گوید: وقتى که امام حسن علیه‌السلام با معاویه صلح نمود، جماعتى زبان به سرزنش گشودند و به امام گفتند: با این عمل روى ما را سیاه کردى. امام فرمود: مرا ملامت نکنید بلکه مصلحت چنین بوده است و من از جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمود: در خواب دیدم که بنى‌امیه بر منبر من یکى پس از دیگرى خطبه می‌خوانند، من از این خواب دلتنگ شدم و غمگین بودم تا این که جبرئیل آمد و مرا تسلى داد و سوره کوثر و سوره قدر را بر من از جانب خداوند نازل کرد و به من باز نمود که عبادت شب قدر بالاتر از مدت خلافت بنى‌امیه است.[۳]

یوسف بن سعد گوید: پیامبر خواب دید بنى‌امیه بر روى منبر او مى جهند مانند جهیدن میمون از دیدن این خواب غضبناک به نظر می‌رسید تا این که سوره قدر نازل گردید و پیامبر بعد از دیدن این خواب تا زنده بود، خندان نمى گردید.[۴]

(باید دانست که صلح امام حسن علیه‌السلام با معاویه در سال 40 هجرى اتفاق افتاد و انقراض و سرنگون شدن خلافت بنى‌امیه در سال 132 هجرى واقع شد و با این حساب مدت سلطنت و خلافت بنى‌امیه 92 سال خواهد شد که از هزار ماه بیشتر است ولى اگر مدت خلافت عبدالله بن زبیر را که در حجاز و اطراف آن و در کوفه در طول سلطنت بنى‌امیه بوده و قریب هشتاد سال و هشت ماه به طول انجامید، خارج سازیم طول خلافت بنى‌امیه 83 سال و چهار ماه خواهد گردید که درست همان هزار ماه خواهد بود.) 

پانویس

 

  1.  صحیح ترمذى و حاکم صاحب المستدرک و طبرى صاحب جامع البیان از عامه.
  2.  البرهان فی تفسیر القرآن طى تفسیر آیات مذکور سوره شعراء.
  3.  تفسیر روض الجنان از خاصه.
  4.  کتاب تاریخ الخلفاء از عبدالرحمن سیوطى از عامه.

 

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 871.



ترجمه:

بخوان به نام پروردگارت که آفرید.(1)

انسان را از خون بسته‌اى خلق کرد!(2)

بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است.(3)

همان کسى که به وسیله قلم تعلیم نمود.(4)

و به انسان آنچه را نمى‌دانست یاد داد.(5)

شأن نزول:

نزول نخستین آیات قرآن

به اعتقاد اکثر مفسران، این سوره، نخستین سوره‌اى است که بر پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله نازل شده است، بلکه به گفته بعضى: پنج آیه فوق، به اتفاق همه مفسران در آغاز وحى بر رسول اکرم صلى الله علیه و آله نازل شده، مضمون آن نیز مؤید این معنى است.

در روایات آمده است: پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله به کوه «حرا» رفته بود، «جبرئیل» آمده، گفت: اى محمّد! بخوان! پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: من قرائت کننده نیستم.

«جبرئیل» او را در آغوش گرفت و فشرد، و بار دیگر گفت: بخوان!

پیامبر صلى الله علیه و آله همان جواب را تکرار کرد، بار دوم نیز «جبرئیل» این کار را کرد، و همان جواب را شنید، و در سومین بار گفت: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ ...» (تا آخر آیات پنجگانه).

این سخن را گفت، و از دیده پیامبر صلى الله علیه و آله پنهان شد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله که با دریافت نخستین اشعه وحى، سخت خسته شده بود، به سراغ (خانه) «خدیجه» آمده، فرمود: زَمِّلُونِى وَ دَثِّرُونِى: «مرا بپوشانید و جامه‌اى برمن بیفکنید تا استراحت کنم». «1»

«طبرسى» در «مجمع البیان» نیز نقل مى‌کند: «رسول خدا صلى الله علیه و آله به «خدیجه» فرمود: هنگامى که تنها مى‌شوم، ندائى مى‌شنوم (و نگرانم!).

«خدیجه» عرض کرد: خداوند جز خیر، درباره تو کارى نخواهد کرد؛ چرا که به خدا سوگند، تو امانت را ادا مى‌کنى، صله رحم به جا مى‌آورى، در سخن گفتن راستگو هستى.

«خدیجه» مى‌گوید: بعد از این ماجرا به سراغ «ورقة بن نوفل» رفتیم، (او از آگاهان عرب و عموزاده «خدیجه» بود) رسول اللَّه صلى الله علیه و آله آنچه را دیده بود براى «ورقه» بیان کرد.

«ورقه» گفت: هنگامى که آن منادى به سراغ تو مى‌آید، دقت کن، ببین چه مى‌شنوى؟ سپس براى من نقل کن.

پیامبر صلى الله علیه و آله در خلوتگاه خود این را شنید که مى‌گوید: اى محمّد! بگو: بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین- تا- وَ لَا الضَّالِّین، و بگو: لا الهَ الَّا اللَّهُ، آن گاه حضرت به سراغ «ورقه» رفت و مطلب را براى او بازگو کرد.

«ورقه» گفت: بشارت بر تو! باز هم بشارت بر تو! من گواهى مى‌دهم تو همان هستى که «عیسى بن مریم» علیها السلام بشارت داده است! و تو شریعتى همچون «موسى» علیه السلام دارى، تو پیامبر مرسلى، و به زودى بعد از این روز، مأمور به جهاد مى‌شوى و اگر من آن روز را درک کنم، در کنار تو جهاد خواهم کرد»!.

هنگامى که «ورقه» از دنیا رفت، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «من این روحانى را در بهشت (بهشت برزخى) دیدم، در حالى که لباس حریر بر تن داشت، زیرا او به من ایمان آورد و مرا تصدیق کرد». «2»البته، در بعضى از کلمات مفسرین، یا کتب تاریخ، مطالب ناموزونى درباره این فصل از زندگى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله به چشم مى‌خورد، که مسلماً از احادیث مجعول و اسرائیلیات است، مثل این که: پیغمبر بعد از ماجراى نخستین نزول وحى، بسیار ناراحت شد و از این ترسید که القائات شیطانى باشد! یا چند بار تصمیم گرفت خود را از کوه به زیر پرتاب کند! و امثال این لاطائلات که نه با مقام شامخ نبوت سازگار است و نه با آنچه در تاریخ از عقل و درایت فوق العاده پیامبر صلى الله علیه و آله، مدیریت، شکیبائى، تسلط بر نفس و اعتماد او ثبت شده است. «3»

پانویس:

  1. «ابوالفتح رازی»، ج 12 ، ص 96 (با کمی تلخیص) ؛ «قرطبی »، ج 20، ص 118 – همین معنی را بسیاری از مفسران عامه و خاصه با شاخ و برگ های بیشتری که بعضی قابل قبول نیست نقل کرده اند.
  2. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث.
  3. از دیدگاه بعضى، حتى آنچه در مورد دیدار «خدیجه» و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با «ورقه» نقل شده نیز نمى تواند درست باشد; زیرا با توجه به مسائلى که از زمان کودکى براى آن حضرت پیش آمده بود، و آنچه در ایام جوانى براى آن حضرت رخ مى داد که «خدیجه» نیز از همین نکات به شخصیت عظیم او پى برد و شخصاً او را به همسرى خویش برگزید، مراقبت و حفاظت ویژه اى که «عبدالمطلب» و «ابوطالب» از او مى کردند، و آنچه امیرمؤمنان(علیه السلام) در خطبه «قاصعه» فرموده که خداوند فرشته عظیم خود را مأمور تربیت او کرد، همه بازگو کننده آن است که آن حضرت از رسالت خویش خبر داشت و نیاز به تأیید «ورقه» نداشت.

منابع:

  • شان نزول آیات قرآن جلد:١ نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام محل نشر:قم – ایران سال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه ی دیجیتال مدرسه ی فقاهت : http://lib.eshia.ir/27591/1/502

 

 

 




ترجمه

آیا دیدی آن کس را که منع می کند.(9) بنده ای را که نماز می خواند؟(10)

شأن نزول آیات 9 و 10:

«شیخ طوسى» گویند: این آیات درباره ابوجهل بن هشام نازل شده و مراد از عبد در آیه رسول خدا صلى الله علیه و آله است زیرا ابوجهل پیامبر را از نمازگذاردن بازمی‌داشت.[۱]

پانویس

  1. طبرى صاحب جامع البیان نیز آن را از ابن عباس روایت نموده است.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 870.



آیه ۷ سوره مبارکه انشراح:

«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ»

ترجمه

چون از کار فارغ شوی، به عبادت کوش.

شان نزول

محمد بن العباس بعد از سه واسطه از ابوجمیله و او از امام صادق علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: درباره على بن ابى‌طالب علیه‌السلام نازل شده زیرا وقتى رسول خدا صلی الله علیه و آله از حج مراجعت فرمود. این آیه نازل شد یعنى هنگامى که از اعمال حج فارغ و آسوده شدى على را براى ولایت جهت مردم نصب فرماى.[۱]

پانویس

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 869.



ترجمه

و زود باشد که پروردگارت [آنقدر] عطایت کند که راضى شوى . [5]

 

شأن نزول آیه  5

امام صادق (علیه‌السلام) فرماید و جابر نیز گوید: علت نزول آیه 5 چنین است، روزى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) داخل خانه دخترش زهرا (علیهاالسلام) شد. دید ایشان چادرى از پشم و کرک و موى شتر در بر نموده و با یک دست آسیاب را براى آرد کردن می‌چرخاند و با دست دیگر طفل صغیرش را شیر می‌دهد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) چون دختر خود را بدین وضع دید، اشک از چشمان وى سرازیر گردید و به دخترش فرمود: اى دخترک عزیز من! با یاد آورى بهشت، مرارت و زحمت دنیا را از یاد ببر. سپس آیه 5 نازل گردید. [1]

پانویس

  1.  تفاسیر روض الجنان از خاصة و کشف الاسرار از عامه و تفاسیر ثعلبى و قشیرى از عامه.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه بهرام پور.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 867.



شان نزول آیه 6 سوره بلد

شأن نزول آیات 7 سوره بلد

 

 

 ترجمه:

می گوید: مالی فراوان را تباه کردم. [6] آیا می پندارد که کسی او را ندیده است؟[7]

شأن نزول آیات 6 و 7 :

«شیخ طوسى» گویند: این آیات درباره مردى از بنى‌جمح که مکنى به ابوالاسدین بود، نازل گردیده که مردى قوى و زورمند بوده است.[۱]

پانویس :

  1. شأن و نزول آیات 4 و 5 را شیخ بزرگوار در این آیات ذکر نموده و ابوالاسدین همان ابوالاشدین است که در چاپ سنگى تفسیر تبیان بدون نقطه و تشدید به غلط چاپ گردیده است. چنان که در سوره طارق نیز نظیر آن ذکر شده است.

منابع :

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 863.



آیات پایان سوره فجر

ترجمه

اى روح آرامش یافته، (۲۷) خشنود و پسندیده به سوى پروردگارت باز گرد، (۲۸) و در زمره بندگان من داخل شو، (۲۹) و به بهشت من درآى. (۳۰)

شأن نزول آیات 27 تا 30

محمد بن العباس بعد از سه واسطه از عبدالرحمن بن سالم او از امام صادق علیه‌السلام روایت کند که این آیات در شأن امام على مرتضى علیه‌السلام نازل شده است.[۱]

بریدة گوید: این آیات درباره حمزة بن عبدالمطلب نازل گردیده است[۲] 

پانویس

  1.  البرهان فى تفسیر القرآن از خاصه.
  2.  تفاسیر ابن ابى حاتم و کشف الاسرار از عامه.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 861.



89_15.gif (227×82)

89_16.gif (174×83)

 

 

 

 

ترجمه

اما آدمی، چون پروردگارش بیازماید و گرامی اش دارد و نعمتش دهد، می گوید: پروردگار من مرا گرامی داشت.(15) و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد، می گوید: پروردگار من مرا خوار ساخت.(16)

شأن نزول آیات 15 و 16:

این آیات درباره عتبة بن ربیعه نازل شده و نیز گویند: درباره امیة بن خلف الجمحى نازل گردیده است.[۱]

پانویس

  1.  تفسیر کشف الاسرار.

منابع 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 861.



ترجمه

آیا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده؟ (17)

شأن نزول

قتادة گوید: وقتى که خداوند بهشت و آنچه در آنست مورد تعریف و توصیف قرار داد، گمراهان و کفار متعجب شدند؛ سپس این آیه نازل شد.[۱]

پانویس

  1. تفسیر جامع البیان.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 860.



 

 

ترجمه

 

در آن روز وحشت در چهره ها، پدیدار است.(2) تلاش کرده و رنج دیده.(3) در آتش سوزان درافتند.(4)

 

شأن نزول آیات 2 تا 4:

محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از امام صادق علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: ناصبى ها باکى ندارند از این که نماز بخوانند یا زنا نمایند و آیات 3 و 4 درباره آنان نازل شده است.[۱]

محمد بن الحسن البرائى بعد از دو واسطه از ابن ابى‌عمیر و او از کسى که از محمد بن على بن موسى الرضا درباره این آیات سؤال کرده بود، نقل نماید که گفت: این آیات درباره ناصبى ها نازل گردیده است[۲] و نیز گویند: این آیات درباره ناصبیون یعنى کسانى که نماز می‌خواندند و روزه می‌داشتند و نسبت به امیرالمومنین‌ على دشنام و ناسزا مى گفتند، نازل شده است که هیچ اعمالى از آنان مورد قبول قرار نخواهد گرفت.[۳]

پانویس

  1.  البرهان فى تفسیر القرآن.
  2.  کشى صاحب رجال.
  3.  تفسیر على بن ابراهیم.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 860.

 




 

ترجمه

نام پروردگار بزرگ خویش را به پاکی یاد کن.

شان نزول

ابن مسعود گوید: على مرتضى به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) گفت: یا رسول الله (ص) در رکوع خود چه بگویم؟ پس از آن آیه (فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّک الْعَظِیمِ) نازل شد سپس پرسید: یا رسول الله(ص) در سجود خود چه بگویم؟ سپس این آیه (= آیه ی اول سوره ی اعلی) نازل گردید.[۱]

پانویس

  1. تفسیر البرهان و تفسیر القطان.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 859.



 

ترجمه آیه 5 

 

پس آدمی بنگرد که از چه چیز آفریده شده است.

 

شان نزول

 

عکرمة گوید: این آیه درباره ابوالاشد نازل شد که بر روى تل خاک مى ایستاد و مى گفت: هر کس مرا از این زمین دور کند به او فلان قدر پاداش خواهم داد و نیز مى گفت: محمد مى پندارد که نگهبانان جهنم نوزده نفرند. من خود به تنهائى ده نفر آن‌ها را کفایت مى کنم و از بین می‌برم و شر آن‌ها را از شما کوتاه نمایم و شما نه نفر دیگر آن‌ها را کفایت کرده و از بین ببرید و شر آن‌ها از من کوتاه نمائید سپس این آیه نازل گردید. * چنان که در سوره بلد نیز نظیر آن ذکر شده است.

 

پانویس

 

  1. تفسیر ابن ابى حاتم.

 

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 858.




ترجمه

 

سوگند به آسمان و به آنچه در شب آید. (1) و تو چه دانی که آنچه در شب آید، چیست؟(2) ستاره ای است درخشنده (3)

 

شأن نزول آیات 1 تا 3

 

کلبى گوید: این آیه درباره ابوطالب نازل گردیده که شبى با رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مشغول خوردن نان و شیر بود. ستاره دنباله‌ دارى در آسمان پدیدار گردید و پنهان شد. ابوطالب از این واقعه ترسید و به پیامبر گفت: اى پسر من، این چه منظره اى بود که دیدم. پیامبر(ص) فرمودند: اى عم ستاره اى بود که از آسمان انداخته شده و این آیت و نشانه اى از آیات پروردگار است سپس این آیات نازل گردید.

 

پانویس

  1. تفاسیر کشف الاسرار و روض الجنان.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 858.

مطالب قدیمی تر »