٠•♥ شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید ♥•٠
شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید بر حسب کتاب شان نزول آیات قرآن از آیت الله مکارم شیرازی ، ترجمه قرآن مجید از آیتی،نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه از محمدباقر محقق


ترجمه

 

بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان می‌خندیدند، (۲۹)

و هنگامی که از کنارشان می‌گذشتند آنان را با اشاره تمسخر می‌کردند، (۳۰)

 و چون به سوی خانواده خود بازمی‌گشتند مسرور و خندان بودند،(۳۱) 

و هنگامی که آنها را می‌دیدند می‌گفتند: «اینها گمراهانند!» (۳۲)

در حالی که هرگز مأمور مراقبت و متکفّل آنان [= مؤمنان‌] نبودند! (۳۳)

 ولی امروز مؤمنان به کفار می‌خندند، (۳۴)

در حالی که بر تختهای آراسته بهشتی نشسته و (به سرنوشت شوم آنها) می‌نگرند! (۳۵)

 آیا (با این حال) کافران پاداش اعمال خود را گرفتند؟! (۳۶)

 

شأن نزول

مفسران براى این آیات، دو شأن نزول نقل کرده‌اند: نخست این که: روزى على علیه السلام و جمعى از مؤمنان از کنار جمعى از کفار «مکّه» گذشتند، آنها به على علیه السلام و مؤمنان خندیدند و استهزاء کردند، آیات فوق نازل شد و سرنوشت این گروه کافر استهزاء کننده را در قیامت روشن ساخت. «حاکم ابوالقاسم حسکانى» در «شواهد التنزیل» از «ابن عباس» چنین نقل مى‌کند: «منظور از «إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا»منافقان قریش و منظور از «الَّذِینَ آمَنُوا» على بن ابیطالب علیه السلام و یاران او است» . 1 دیگر این که: آیات فوق دربارۀ افرادى همچون «عمّار» ، «صُهَیب» ، «خبّاب» ، «بلال» ، و سایر فقراى مؤمنین که مورد استهزاء مشرکان قریش همچون «ابوجهل» ، «ولید بن مغیره» ، و «عاص بن وائل» ، واقع مى‌شدند، نازل شده. 2 جمع میان این دو شأن نزول نیز کاملاً ممکن است.

 

پانویس

  1. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث - نزول این آیات دربارۀ على علیه السلام و مشرکان «مکّه» در بسیارى از کتب تفسیر مانند: «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۶٨، «روح المعانى» ، «کشاف» ، «تفسیر کبیر فخر رازى» و غیر آن آمده است. «شواهد التنزیل» حاکم حسکانى، ج ٢، ص۴٢٧ (مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة التابعة لوزارة الثقافة و الارشاد الاسلامى) .
  2. «روح المعانى» ، ج ٣، ص٧۶؛ «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث.

منابع

  •  شان نزول آیات قرآنجلد:١نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلاممحل نشر:قم - ایرانسال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه نور:/www.noorlib.ir



ترجمه

 

گناهکاران به مؤمنان می خندیدند.

 

شأن نزول

محمد بن العباس بعد از دو واسطه از امام صادق علیه‌السلام نقل کند که این آیه تا آیه 36 یعنى تا آخر سوره درباره امام على مرتضى علیه‌السلام نازل شده و نیز درباره کسانى از بنى‌امیه و منافقین که او را مسخره می‌کردند، نازل گردیده. هنگامى که روزى على علیه السلام بر آن‌ها گذشته بود و او را به  ستهزاء گرفته بودند و نیز بعد از چند واسطه از ابومجاهد نقل نماید که افراد قریش از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله عیب‌جوئى می‌کردند و آن‌ها را مسخره می‌نمودند تا این که روزى على بن ابى‌طالب علیه‌السلام بر آن‌ها گذشت. بر او خندیدند و او را مسخره کردند و گفتند: این شخص برادر محمد است سپس این آیة نازل گردید.[۱] مقاتل و کلبى گویند: این آیه درباره امیرالمؤمنین على علیه‌السلام نازل شده که یک روز با جماعتى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله رفته بودند. جماعت مشرکین وقتى ایشان را دیدند، شروع به خندیدن نمودند و گفتند: ما به این اصلع مى خندیم (اصلع به کسى گویند که جلو سر او مو نداشته باشد) سپس این آیه نازل گردید[۲] و نیز گویند: خنده مشرکین قبل از رسیدن على علیه‌السلام نزد پیامبر صلی الله بوده است.[۳]

 

پانویس

 

  1.  البرهان فى تفسیر القرآن.
  2.  تفسیر روض الجنان یا روح الجنان.
  3. تفسیر کشف الاسرار.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 857.



ترجمه


واى بر کم‌فروشان!(1)

آنان که وقتى براى خود پیمانه مى‌کنند، حق خود را به طور کامل مى‌گیرند.(2)

اما هنگامى که مى‌خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مى‌گذارند.(3)

آیا آنها گمان نمى‌کنند که برانگیخته مى‌شوند.(4)

در روزى بزرگ؟ !(5)

روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مى‌ایستند.(6)

 

شأن نزول

 

«ابن عباس» مى‌گوید: هنگامى که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله وارد «مدینه» شد بسیارى از مردم سخت آلودۀ کم‌فروشى بودند، خداوند این آیات را نازل کرد و آنها پذیرفتند: و بعد از آن کم‌فروشى را ترک کردند. 1 در حدیث دیگرى آمده است: بسیارى از اهل «مدینه» تاجر بودند و در کار خود کم‌فروشى مى‌کردند، و بسیارى از معاملات آنها معاملات حرام بود، این آیات نازل شد، و پیامبر صلى الله علیه و آله آنها را براى اهل «مدینه» تلاوت فرمود، سپس افزود: خَمْسٌ بِخَمْسٍ: «پنج چیز در برابر پنج چیز است» !عرض کردند: اى رسول خدا: کدام پنج در مقابل کدام پنج است؟ !فرمود:مٰا نَقضَ قَوْمٌ الْعَهْدَ إِلاّٰ سَلَّطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ! وَ مٰا حَکَمُوا بِغَیْرِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلاّٰ فَشٰا فِیْهِمُ الْفَقْرُ! وَ مٰا ظَهَرَتْ فِیْهِمُ الْفٰاحِشَةُ إِلاّٰ فَشٰا فِیْهِمُ الْمَوْتُ! وَ لاٰ طَفَّفُوا الْکَیْلَ إِلاّٰ مُنِعُوا النَّبٰاتَ وَ أُخِذُوا بِالسِّنِیْنَ! وَ لاٰ مَنَعُوا الزَّکٰاتَ إِلاّٰ حُبِسَ عَنْهُمُ الْمَطَرُ! : «هیچ قومى عهدشکنى نکردند، مگر این که خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط ساخت. هیچ جمعیتى به غیر حکم الهى حکم نکردند، مگر این که فقر در میان آنها زیاد شد. در میان هیچ ملتى فحشاء ظاهر نشد، مگر این که مرگ و میر در میان آنها فراوان گشت! هیچ گروهى کم‌فروشى نکردند، مگر این که زراعت آنها از بین رفت و قحطى آنها را فرو گرفت!و هیچ قومى زکات را منع نکردند، مگر این که باران از آنها قطع شد» ! 2 مرحوم «طبرسى» نیز در «مجمع البیان» در شأن نزول این آیات نقل کرده است: مردى در «مدینه» بود به نام «ابو جهینه» که دو پیمانۀ کوچک و بزرگ داشت، به هنگام خریدن از پیمانۀ بزرگ استفاده مى‌کرد و به هنگام فروش از پیمانۀ کوچک (این سوره نازل شد و به او و امثالش هشدار داد) . 3

 

پانویس

 

  1. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ۶۶، ص١١۶؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٠.
  2. «تفسیر کبیر فخر رازى» ، ج ٣١، ص٨٨ - همین مضمون را «ابوالفتوح رازى» و «مراغى» در تفسیرشان آورده‌اند؛ «بحار الانوار» ، ج ٧٠، ص٣٧٠؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٣.
  3. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ۶۶، ص١١۶؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٠.
  4.  

 

منابع

 

  •  شان نزول آیات قرآنجلد:١نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلاممحل نشر:قم - ایرانسال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه نور:/www.noorlib.ir



ترجمه

وای بر کم فروشان.

 

شأن نزول

«شیخ طوسى» گویند: ابن عباس گوید: اهل مدینه از خبیث ترین مردم از لحاظ کم‌فروشى با کیل و وزن بوده اند تا این که این آیه نازل گردید و آن‌ها بعد از نزول آیه وضع کیل و وزن خویش را اصلاح نمودند.[۱]

 

پانویس

 

  1.  در تفسیر برهان از ابوالجارود او از امام باقر علیه‌السلام نقل نماید این آیه براى رسول خدا نازل شد. هنگامى که به مدینه وارد شده بود و اهل مدینه در بدترین اوضاع از لحاظ کیل و وزن بودند و بعد آن را اصلاح نمودند و در تفسیر مجمع البیان از سدى نقل شده که در مدینه مردى بود به نام ابوجهینه که در وزن و کیل تقلب می‌نمود و این آیه نازل گردید و نیز در تفاسیر روض الجنان و کشف الاسرار از عکرمه و او از ابن عباس و سدى نقل کنند که ابوجهینه مزبور داراى دو ترازو و میزان بوده که با یکى از آن دو زیاد می‌خرید و با دیگر کم می‌فروخت چنان که در سنن نسائى و ابن ماجه از عامه نیز آن را از ابن عباس روایت کرده اند.

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 856.