٠•♥ شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید ♥•٠
شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید بر حسب کتاب شان نزول آیات قرآن از آیت الله مکارم شیرازی ، ترجمه قرآن مجید از آیتی،نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه از محمدباقر محقق


ترجمه:

بگو: خداوند، یکتا و یگانه است. (1)

خداوندى است که همه نیازمندان قصد او مى کنند. (2)

[هرگز] نزاد، و زاده نشد. (3)

و براى او هیچ گاه شبیه و مانندى نبوده است(4)

شأن نزول:

در شأن نزول این سوره، از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده: «یهود از رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) تقاضا کردند خداوند را براى آنها توصیف کند، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) سه روز سکوت کرد و پاسخى نگفت، تا این سوره نازل شد و پاسخ آنها را بیان کرد».

در بعضى از روایات آمده: این سؤال کننده «عبداللّه بن صوریا» یکى از سران معروف یهود بود و در روایت دیگرى آمده: «عبداللّه بن سلام» چنین سؤالى را از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در «مکّه» کرد، سپس ایمان آورد، و ایمان خود را همچنان مکتوم مى داشت.

در روایات دیگرى آمده است: مشرکان «مکّه» چنین سؤالى را کرده اند.

در بعضى از روایات نیز آمده: سؤال کنندگان، گروهى از مسیحیان «نجران» بودند.(1)

در میان این روایات، تضادى وجود ندارد؛ زیرا ممکن است این سؤال از ناحیه همه آنها مطرح شده باشد و این خود دلیلى است بر عظمت فوق العاده این سوره که پاسخگوى سؤالات افراد و اقوام مختلف است.(2)

 پانویس:

       

  1. «المیزان»، ج 20، ص 546؛ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث؛ «قرطبى»، ج 20، ص 246.
  2. گردآوری از کتاب: شان نزول آیات قرآن(برگرفته از تفسیر نمونه)، محمد جعفر امامی، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول ، ص 524.

منبع:

  • پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=42&lid=0&catid=27473&mid=319706
  • کتابخانه مدرسه فقاهت http://lib.eshia.ir/27591/1/524



ترجمه:

بگو: اوست خداى یکتا، (۱)

خداى که در حاجت به او رو کنند، (۲)

نه زاده است و نه زاده شده، (۳)

و نه هیچ کس همتاى اوست. (۴)

شأن نزول آیات 1 تا 4:

 

محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیه‌السلام و نیز ابن بابویه بعد از شش واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیه‌السلام روایت کنند که یهود از پیامبر خواستند که نسب خداوند را براى آن‌ها بیان نماید. پیامبر سه روز در جواب آن‌ها تأمل فرمود سپس این سوره نازل گردید.[۱]

 

و نیز محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از عاصم بن حمید نقل نماید که گفت: از امام سجاد علیه‌السلام درباره توحید سؤال گردید. فرمود: خداوند می‌دانست که در آخرالزمان مردم متفکر و متعمق در امور، وجود خواهند داشت لذا این سوره و آیاتى چند از سوره حدید را به پیامبر خود نازل نمود.[۲]

 

أبی بن کعب و جابر بن عبدالله انصارى گویند: مشرکین به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفتند: خداى خود را از براى ما تعریف کن که از چه نسب و حسبى است سپس این سوره نازل شد و این سوره مکیه است.[۳]

 

ابن عباس گوید: عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه برادر لبید نزد پیامبر آمدند. عامر گفت: یا محمد به چه چیز ما را می‌خوانى و دعوت می‌کنى. پیامبر فرمود: شما را به سوى خداى خود می‌خوانم سپس گفت: براى ما بگو که این خداى تو از طلا است یا از نقره و یا از آهن است یا چوب؟ سپس این سوره نازل شد و چون اربد از روى مسخره و استهزاء این سؤالات را تکرار می‌نمود لذا صاعقه اى آمد و او را سوزانید و عامر نیز از ترس دیدن آن منظره قالب تهى کرد و مرد.

 

ضحاک و قتاده و مقاتل گویند: عده اى از دانشمندان یهود نزد پیامبر آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما توصیف کن، شاید به او ایمان بیاوریم زیرا خداوند صفت و نعمت خود را در تورات آورده است سپس این سوره نازل گردید.[۴]

 

عبدالله بن سلام که از دانشمندان یهود بود به مکه رفت تا پیامبر اسلام را ببیند وقتى که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. پیامبر از او سؤال کرد و او را به خداوند قسم داد که آیا وصف وى را در تورات دیده است یا نه؟ عبدالله بن سلام گفت: اول تو خداى خود را براى من توصیف و تعریف بنماى تا من آنچه خواستى به تو بگویم سپس این سوره نازل گردید و پیامبر آن را براى عبدالله بن سلام قرائت فرمود و سبب اسلام آوردن عبدالله بن سلام هم همین سوره گردید ولى او تا مدتى ایمان و اسلام خود را از یهودیان پوشیده می‌داشت تا این که پیامبر از مکه به مدینه مهاجرت فرمود پس از مهاجرت پیامبر عبدالله اسلام خود را آشکار ساخت.[۵]

 

ابن عباس گوید: یهود که از آن جمله کعب بن اشرف و حى بن اخطب بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن سپس این سوره نازل گردید.[۶]

 

چنان که قتادة و سعید بن جبیر نیز موضوع آمدن ابن اشرف و ابن اخطب را روایت نموده اند و این خود می‌رساند که این سوره مدنى است.[۷] از طریق ابان از انس روایت شده که یهود خیبر نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا اباالقاسم خداوند فرشتگان را از نور خلق کرده و آدم را از حمأمسنون آفریده و ابلیس را از زبانه آتش به وجود آورده و آسمان را از دود خلق کرده و زمین را از کف آب به وجود آورده پس به ما خبر بده از پروردگار خود که از چه چیزى به وجود آمده است؟

 

پیامبر جوابى نداد تا این که جبرئیل این سوره را نازل نمود.[۸] ابن عباس گوید: مسیحیان نجران با عاقب و سید که از سران آن‌ها بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن که از چه جنسى است؟ سپس این سوره نازل گردید و از این جهت به این سوره (نسب الرّب) نیز مى گویند.[۹]

 

پانویس:

  1. تفاسیر برهان و على بن ابراهیم.
  2. البرهان فی تفسیر القرآن.
  3. تفاسیر مجمع البیان از خاصه و جامع البیان و طبرانى و قاضى عبدالجبار و صحیح ترمذى و حاکم و ابن خزیمه از عامه.
  4. تفسیر مجمع البیان.
  5. تفسیر قاضى عبدالجبار معتزلى.
  6. تفسیر ابن ابى حاتم.
  7. تفاسیر جامع البیان و ابن المنذر.
  8. کتاب العظمة از ابوالشیخ.
  9. تفسیر کشف الاسرار.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 889.



ترجمه:

بریده باد هر دو دست «ابولهب» (و مرگ بر او باد)!(1)

هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودى نبخشید!(2)

و به زودى وارد آتشى شعله‌ور و پر لهیب مى‌شود.(3)

و (نیز) همسرش، در حالى که هیزم‌کش (دوزخ) است.(4)

و طنابى در گردنش از لیف خرما است!(5)

شأن نزول:

مرگ بر ابولهب!

از «ابن عباس» نقل شده: هنگامى که آیه «وَ انْذُرْ عَشِیْرَتَکَ الأَقْرَبِیْنَ» نازل شد و پیغمبر مأموریت یافت فامیل نزدیک خود را انذار کند و به اسلام دعوت نماید (دعوت خود را علنى سازد) پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بر فراز کوه «صفا» آمده، فریاد زد: «یا صَباحاهُ»! (این جمله را عرب زمانى مى‌گفت که مورد هجوم غافلگیرانه دشمن قرار مى‌گرفت، براى این که همه را با خبر سازند و به مقابله برخیزند، کسى صدا مى‌زد:

«یا صَباحاهُ»! انتخاب کلمه «صباح» به خاطر این بود که، هجوم‌هاى غافلگیرانه غالباً در اوّل صبح واقع مى‌شد).

هنگامى که مردم «مکّه» این صدا را شنیدند، گفتند: کیست که فریاد مى‌کشد؟

گفته شد: «محمّد» است، جمعیت به سراغ حضرتش رفتند، او قبائل عرب را با نام صدا زد، و با صداى او جمع شدند، فرمود: به من بگوئید: اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این کوه به شما حمله‌ور مى‌شوند، آیا مرا تصدیق خواهید کرد؟

در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغى نشنیده‌ایم.

فرمود: انِّى نَذِیْرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدىْ عَذابٍ شَدِیْدٍ: «من شما را در برابر عذاب شدید الهى انذار مى‌کنم» (شما را به توحید و ترک بت‌ها دعوت مى‌نمایم).

هنگامى که «ابولهب» این سخن را شنید گفت: تَبّاً لَکَ! أَ ما جَمَعْتَنا الَّا لِهذا؟!: «زیان و مرگ بر تو باد! آیا تو فقط براى همین سخن ما را جمع کردى»؟!

در این هنگام بود که، این سوره نازل شده: تَبَّتْ یَدا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ: «زیان و هلاکت بر دستان ابولهب باد که زیانکار و هلاک شده است».

بعضى در اینجا افزوده‌اند: هنگامى که همسر «ابولهب» (نامش «ام جمیل» بود) با خبر شد که این سوره درباره او و همسرش نازل شده، به سراغ پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله آمد، در حالى که آن حضرت را نمى‌دید، سنگى در دست داشت و گفت: من شنیده‌ام «محمّد» مرا هجو کرده، به خدا سوگند اگر او را بیابم با همین سنگ بر دهانش مى‌زنم! من خودم نیز شاعرم! سپس به اصطلاح، اشعارى در مذمت پیغمبر و اسلام بیان کرد. «1»

خطر «ابولهب» و همسرش براى اسلام و عداوت آنها منحصر به این نبود، و اگر مى‌بینیم قرآن لبه تیز حمله را متوجه آنها کرده و با صراحت از آنها نکوهش مى‌کند، دلائلى بیش از این دارد که بعداً به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد.

 

پانویس:

     

  1. «قرطبى»، ج 10، ص 7324 (با کمى تلخیص)، همین مضمون را با تفاوتى «طبرسى» در «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث و «ابن اثیر» در «الکامل»، ج 2، ص60، و «درّ المنثور» و «ابوالفتوح رازى» و «فخر رازى» و «فى ظلال القرآن» در تفسیر این سوره نقل کرده اند.

منبع:

 

  • قرآن کریم/ ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
  • کتابخانه مدرسه فقاهت  http://lib.eshia.ir/27591/1/523



ترجمه:

دستهاى ابولهب بریده باد و هلاک بر او. (۱)

دارایى او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد. (۲)

زودا که به آتشى شعله‌ور درافتد. (۳)

و زنش هیزم‌کش است. (۴)

و بر گردن ریسمانى از لیف خرما دارد. (۵)

 

شأن نزول آیات 1 تا 5:

 

«شیخ طوسى» گویند: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مردم را جمع کرد و گفت: خداوند مرا به سوى شما عموماً و به سوى قریش خصوصاً مبعوث نموده است و اگر این بعثت مرا بپذیرید، مالک عرب و عجم شده و آن‌ها را به تصرف خویش خواهید درآورد، گفتند: بعثت تو براى چیست؟

 

گفت: براى آنست که به شما بگویم، بگوئید: لا اله الّا اللّه و انّى رسول اللّه، ابولهب که در آن میان بود. گفت: تبّا لهذا من دین اللّه، سپس این سوره نازل گردید.[۱][۲]

 

پانویس:

  1. صاحب مجمع البیان از سعید بن جبیر و او از ابن عباس نقل نماید که گفت: روزى پیامبر بالاى کوه صفا رفت و فرمود: یا صباحاه قریش به او روى آوردند. گفتند: چه شده است؟ فرمود: اگر به شما خبر بدهم که دشمن در صبح یا در شب در کمین شما است. از من باور می‌دارید یا نه؟ گفتند: بلى باور مى کنیم سپس فرمود: بدانید که من نذیر و ترساننده شما هستم از عذابى که به علت گمراهى و جهالت در جلو روى شما قرار گرفته است. ابولهب گفت: تبا لک، براى همین موضوع ما را به اینجا خوانده اى؟
  2. طبرى صاحب جامع البیان از طریق اسرائیل از ابواسحق و او از مردى از همدان که به او یزید بن زید مى گفتند: روایت کند که زن ابولهب اغلب خار و خاشاک را جمع می‌کرد و جلو راه پیامبر مى گذاشت و راه را بر او مسدود مى ساخت چنان که ابن المنذر نیز در تفسیر خود از عکرمة مانند آن را روایت نموده است.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 888.



 

 


ترجمه:

بگو: اى کافران، (۱)

من چیزى را که شما مى‌پرستید نمى‌پرستم. (۲)

و شما نیز چیزى را که من مى‌پرستم نمى‌پرستید. (۳)

و من پرستنده چیزى که شما مى‌پرستید نیستم. (۴)

و شما پرستنده چیزى که من مى‌پرستم نیستید. (۵)

شما را دین خود، و مرا دین خود. (۶)

 


شأن نزول آیات 1 تا 6:

 

«شیخ طوسى» گویند: ابن عباس گوید: این سوره در جواب جماعتى از قریش نازل شده که به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته بودند، یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و ما متقابلاً یک سال خداى تو را عبادت می‌نمائیم سپس این سوره آمد و نیز درباره آن‌ها آیه 64 سوره زمر «أَفَغَیرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیهَا الْجاهِلُونَ» نازل گردید.

 

و نیز گویند: ولید بن مغیرة و عاص بن وائل و اسود بن مطلب و امیة بن خلف به پیامبر گفته بودند ما و شما عبادت خدایان متعدد خود و خداى واحد تو را دست به دست مى چرخانیم تا این که دشمنى و کینه ما با شما از بین برود سپس این سوره نازل گردید.[۱]

 

پانویس:

  1. طبرانى و ابن ابى حاتم در تفاسیر خود از ابن عباس نقل کنند که قریش به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: به تو مال و ثروت زیادى می‌دهیم که ثروتمندترین افراد ما قرار بگیرى و هر چه زن بخواهى به تو می‌دهیم که از بدگوئى خدایان ما دست بردارى و در ازاء آن ما هم به خداى تو بد نخواهیم گفت و اگر حاضر نیستى عبادت ها را تقسیم مى کنیم. یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و یک سال ما خداى تو را عبادت خواهیم نمود سپس این سوره نازل گردید و نیز عبدالرزاق در تفسیر خود از وهب و همچنین ابن المنذر در تفسیر خود از ابن جریج این موضوع را روایت کرده اند.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 886.



ترجمه:

ما کوثر را به تو عطا کردیم. (۱)

پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن‌ (۲)

که بدخواه تو خود اَبتر است. (۳)


شأن نزول:

زمانى که رسول‌(صلی الله علیه وآله) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق می‌شود.1

کوثر از ریشه کثرت است و بر چیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.2

البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.

براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ذکر می‌کند.3 اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود.

اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است

 

 

امام فخر رازى در ذیل آیه می‌نویسد:

 

کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(سلام الله علیها) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علی‌بن‌الحسین و محمد‌بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.4

آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

حسن ختام این بخش، آن که نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده به گور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است.

موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده ف این برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید.

به راستی در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟5

 

پی نوشت ها :

1. ابن منظور، لسان العرب/36.

2. طبرسی، مجمع البیان فى علوم القرآن، 5/549.

3. علامه طباطبایی، المیزان، 7/370.

4. امام فخر رازی، التفسیر الکبیر، 32/122.

5. سید جواد ورعی، کوثر، محبوبه است/63؛ ماهنامه پیام زن.

بخش قرآن تبیان

 


 

منبع :

سایت شبکه قرآن