٠•♥ شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید ♥•٠
شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید بر حسب کتاب شان نزول آیات قرآن از آیت الله مکارم شیرازی ، ترجمه قرآن مجید از آیتی،نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه از محمدباقر محقق


 

ترجمه:

 

چهره در هم کشید و روى بر تافت.(1)

 

از این که نابینائى به سراغ او آمد!(2)

 

تو چه مى‌دانى شاید او تقوا پیشه کند.(3)

 

یا متذکر گردد و این تذکر به حال او مفید باشد!(4)

 

اما آن کس که توانگر است.(5)

 

به او روى مى‌آورى.(6)

 

در حالى که اگر پاک نگردد چیزى بر تو نیست.(7)

 

و ما کسى که به سراغ تو مى‌آید و کوشش مى‌کند.(8)

 

و از خدا ترسان است.(9)

 

تو از او غافل مى‌شوى!(10)

 

شأن نزول:

 

این آیات، اجمالاً نشان مى‌دهد: خداوند کسى را در آنها مورد عتاب قرار داده به خاطر این که: فرد یا افراد غنى و ثروتمندى را بر نابیناى حق‌طلبى مقدم داشته است، اما این شخص مورد عتاب کیست؟ در آن اختلاف نظر است: مشهور در میان مفسران عامه و خاصه این است که: عده‌اى از سران قریش مانند «عتبة بن ربیعه» ، «ابوجهل» ، «عباس بن عبد المطلب» ، و جمعى دیگر، خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله بودند، و پیامبر مشغول تبلیغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود، و امید داشت این سخنان در دل آنها مؤثر شود (و مسلماً اگر این گونه افراد اسلام را مى‌پذیرفتند، گروه دیگرى را به اسلام مى‌کشاندند و هم کارشکنى‌هاى آنها از میان مى‌رفت و از هر دو جهت به نفع اسلام بود) در این میان «عبداللّه بن ام مکتوم» که مرد نابینا و ظاهراً فقیرى بود وارد مجلس شد، و از پیغمبر صلى الله علیه و آله تقاضا کرد آیاتى از قرآن را براى او بخواند و به او تعلیم دهد، و پیوسته سخن خود را تکرار مى‌کرد و آرام نمى‌گرفت؛ زیرا دقیقاً متوجه نبود که پیامبر صلى الله علیه و آله با چه کسانى مشغول صحبت است. او آن قدر کلام پیغمبر صلى الله علیه و آله را قطع کرد که حضرت صلى الله علیه و آله ناراحت شد، و آثار ناخشنودى در چهرۀ مبارکش نمایان گشت و در دل گفت: این سران عرب پیش خود مى‌گویند: پیروان محمّد صلى الله علیه و آله نابینایان و بردگانند، و لذا از «عبداللّه» روى برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد. در این هنگام، آیات فوق نازل شد (و در این باره پیامبر صلى الله علیه و آله را مورد عتاب قرار داد) رسول خدا صلى الله علیه و آله بعد از این ماجرا «عبداللّه» را پیوسته گرامى مى‌داشت، و هنگامى که او را مى‌دید مى‌فرمود: مَرْحَباً بِمَنْ عٰاتَبَنِى فِیْهِ رَبِّى: «مرحبا به کسى که پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد» و سپس به او مى‌فرمود: «آیا حاجتى دارى آن را انجام دهم» ؟ و پیامبر صلى الله علیه و آله دو بار او را در غزوات اسلامى در «مدینه» جانشین خویش قرار داد. 1 شأن نزول دومى که براى آیات فوق نقل شده، این است: این آیات، دربارۀ مردى از «بنى‌امیه» نازل شده که نزد پیامبر نشسته بود، در همان حال «عبداللّه بن ام مکتوم» وارد شد، هنگامى که چشمش به «عبداللّه» افتاد خود را جمع کرد، مثل این که مى‌ترسید آلوده شود، قیافه در هم کشیده و صورت خود را برگردانید، خداوند در آیات فوق عمل او را نقل کرده، و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است، این شأن نزول در حدیثى از امام صادق علیه السلام نقل شده است. 2 محقق بزرگ شیعه مرحوم «سید مرتضى» این شأن نزول را پذیرفته است.البته، در آیه، چیزى که صریحاً دلالت کند منظور شخص پیامبر صلى الله علیه و آله است، وجود ندارد، تنها چیزى که مى‌تواند قرینه‌اى بر این معنى باشد، خطاب‌هائى است که از آیات ٨ تا ١٠ این سوره آمده که مى‌گوید: «کسى که پیوسته (براى شنیدن آیات خدا) به سرعت سراغ تو مى‌آید، و از خدا مى‌ترسد، تو از او غافل مى‌شوى» ! این چیزى است که بهتر از هر کس در مورد پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌تواند صادق باشد. ولى، به گفتۀ مرحوم «سید مرتضى» قرائنى نیز در این آیات وجود دارد که نشان مى‌دهد: منظور شخص پیامبر صلى الله علیه و آله نیست از جمله:

«عبوس بودن» از صفات پیامبران مخصوصاً پیغمبر اسلام نیست، او حتى نسبت به دشمنان خود با چهرۀ گشاده سخن مى‌گفت، چه رسد به مؤمنان حقیقت‌جو. دیگر پرداختن به اغنیا و غافل شدن از فقراى حق طلب، با اخلاق آن حضرت که در آیۀ ۴ سورۀ «قلم» به آن اشاره شده: وَ إِنَّکَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ: «تو اخلاق عظیم و برجسته‌اى دارى» هرگز نمى‌سازد، (به خصوص این که معروف است سورۀ «قلم» قبل از سورۀ «عبس» نازل شده است) . 3 ولى، به فرض که شأن نزول اوّل واقعیت داشته باشد، این مطلب در حد ترک اولائى بیش نیست: و کارى که منافات با مقام عصمت داشته باشد در آن مشاهده نمى‌شود. زیرا «اوّلاً» پیامبر صلى الله علیه و آله هدفى جز نفوذ در سران قریش، و گسترش دعوت اسلام از این طریق، و درهم شکستن مقاومت آنها، نداشت. «ثانیاً» چهره در هم کشیدن در برابر یک مرد نابینا مشکلى ایجاد نمى‌کند؛ چرا که او نمى‌بیند، به علاوه «عبداللّه بن ام مکتوم» نیز رعایت آداب مجلس را نکرده بود؛ زیرا هنگامى که مى‌شنود پیامبر صلى الله علیه و آله با گروهى مشغول صحبت است نباید سخن او را قطع کند. ولى، از آنجا که خداوند اهمیت فوق العاده‌اى به محبت و ملاطفت کردن با مؤمنان مستضعف حقیقت‌طلب مى‌دهد، همین مقدار بى‌اعتنائى را در برابر این مرد مؤمن براى پیامبرش نمى‌پسندد، و او را مورد عتاب قرار مى‌دهد، اینها همه از یک سو. از سوى دیگر، اگر به این آیات، از زاویۀ حقانیت و عظمت پیامبر صلى الله علیه و آله نگاه کنیم، مى‌بینیم در سر حدّ یک معجزه است؛ چرا که رهبر بزرگ اسلام در کتاب آسمانى خود آن چنان مسئولیت براى خود ذکر مى‌کند که حتى کوچک‌ترین ترک اولىٰ، یعنى بى‌اعتنائى مختصرى نسبت به یک مرد نابیناى حق طلب، را مورد عتاب خداوند مى‌بیند، این دلیل زنده‌اى است بر این که این کتاب آسمانى از سوى خدا است و او پیامبر صادق است، مسلماً اگر این کتاب از سوى خداوند نبود، چنین محتوائى نداشت.

و عجب‌تر این که: پیامبر صلى الله علیه و آله طبق روایتى که در بالا آوردیم، هر وقت «عبداللّه بن ام مکتوم» را مى‌دید، به یاد این ماجرا مى‌افتاد و او را بسیار احترام مى‌کرد.

و از سوى سوم، این آیات مى‌تواند بیانگر فرهنگ اسلام در بر خورد با مستضعفان و مستکبران باشد، که چگونه مرد فقیر نابیناى مؤمنى را بر آن همه اغنیا، و سران قدرتمند مشرک عرب مقدم مى‌شمرد، این به خوبى نشان مى‌دهد: اسلام حامى مستضعفان و دشمن مستکبران است.

در پایان، این سخن را بار دیگر تکرار مى‌کنیم: مشهور در میان مفسران گر چه شأن نزول اوّل است، ولى باید اعتراف کرد که: در خود آیه چیزى که صریحاً دلیل بر این معنى باشد که منظور پیامبر صلى الله علیه و آله است، وجود ندارد و شأن نزول دوم از جهاتى ترجیح دارد.

 

پانویس:

 

  1.  

 

  1.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ١٧، ص٧۶؛ «جامع البیان» ، ج ٣٠، ص۶۵؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢١١.
  2.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ١٧، ص٧٧.
  3.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث.

منابع:

  •  شان نزول آیات قرآنجلد:١نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلاممحل نشر:قم - ایرانسال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه نور:/www.noorlib.ir



 

ترجمه

 

روی را ترش کرد و سر برگردانید.(1) چون، آن نابینا به نزدش آمد.(2)

 

شأن نزول

 

«شیخ طوسى» گویند: عده اى گویند: این آیات درباره مردى از بنى‌امیه نازل گردیده که با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم همراه بود. وقتى که ابن ام‌مکتوم آمد خود را جمع کرد و چهره خود را نسبت به او عبوس نمود و خواست با این عمل از ابن ام‌مکتوم اعراض نموده و دورى جسته باشد سپس خداوند با نزول این آیه روش او را مذمت فرمود[۱]

 

پانویس

 

  1.   على بن ابراهیم در تفسیر خود گوید: این آیه درباره عثمان بن عفان و ابن ام‌مکتوم نازل شده و ابن ام‌مکتوم مؤذن رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله بوده است و در عین حال کور و نابینا هم بود. روزى نزد پیامبر آمد در حالتى که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله با وى بودند. عثمان نیز نزد پیامبر بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله ابن ام‌مکتوم را بر عثمان مقدم داشت و عثمان رو ترش کرد و از ابن ام‌مکتوم روى برگردانید و این آیات نازل گردید.

 

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و... ص 852.