٠•♥ شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید ♥•٠
شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید بر حسب کتاب شان نزول آیات قرآن از آیت الله مکارم شیرازی ، ترجمه قرآن مجید از آیتی،نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه از محمدباقر محقق


آیه ۷ سوره مبارکه انشراح:

«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ»

ترجمه

چون از کار فارغ شوی، به عبادت کوش.

شان نزول

محمد بن العباس بعد از سه واسطه از ابوجمیله و او از امام صادق علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: درباره على بن ابى‌طالب علیه‌السلام نازل شده زیرا وقتى رسول خدا صلی الله علیه و آله از حج مراجعت فرمود. این آیه نازل شد یعنى هنگامى که از اعمال حج فارغ و آسوده شدى على را براى ولایت جهت مردم نصب فرماى.[۱]

پانویس

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 869.



شان نزول آیه 6 سوره بلد

شأن نزول آیات 7 سوره بلد

 

 

 ترجمه:

می گوید: مالی فراوان را تباه کردم. [6] آیا می پندارد که کسی او را ندیده است؟[7]

شأن نزول آیات 6 و 7 :

«شیخ طوسى» گویند: این آیات درباره مردى از بنى‌جمح که مکنى به ابوالاسدین بود، نازل گردیده که مردى قوى و زورمند بوده است.[۱]

پانویس :

  1. شأن و نزول آیات 4 و 5 را شیخ بزرگوار در این آیات ذکر نموده و ابوالاسدین همان ابوالاشدین است که در چاپ سنگى تفسیر تبیان بدون نقطه و تشدید به غلط چاپ گردیده است. چنان که در سوره طارق نیز نظیر آن ذکر شده است.

منابع :

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 863.



 

ترجمه آیه 5 

 

پس آدمی بنگرد که از چه چیز آفریده شده است.

 

شان نزول

 

عکرمة گوید: این آیه درباره ابوالاشد نازل شد که بر روى تل خاک مى ایستاد و مى گفت: هر کس مرا از این زمین دور کند به او فلان قدر پاداش خواهم داد و نیز مى گفت: محمد مى پندارد که نگهبانان جهنم نوزده نفرند. من خود به تنهائى ده نفر آن‌ها را کفایت مى کنم و از بین می‌برم و شر آن‌ها را از شما کوتاه نمایم و شما نه نفر دیگر آن‌ها را کفایت کرده و از بین ببرید و شر آن‌ها از من کوتاه نمائید سپس این آیه نازل گردید. * چنان که در سوره بلد نیز نظیر آن ذکر شده است.

 

پانویس

 

  1. تفسیر ابن ابى حاتم.

 

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 858.




ترجمه

 

سوگند به آسمان و به آنچه در شب آید. (1) و تو چه دانی که آنچه در شب آید، چیست؟(2) ستاره ای است درخشنده (3)

 

شأن نزول آیات 1 تا 3

 

کلبى گوید: این آیه درباره ابوطالب نازل گردیده که شبى با رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مشغول خوردن نان و شیر بود. ستاره دنباله‌ دارى در آسمان پدیدار گردید و پنهان شد. ابوطالب از این واقعه ترسید و به پیامبر گفت: اى پسر من، این چه منظره اى بود که دیدم. پیامبر(ص) فرمودند: اى عم ستاره اى بود که از آسمان انداخته شده و این آیت و نشانه اى از آیات پروردگار است سپس این آیات نازل گردید.

 

پانویس

  1. تفاسیر کشف الاسرار و روض الجنان.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 858.



ترجمه


واى بر کم‌فروشان!(1)

آنان که وقتى براى خود پیمانه مى‌کنند، حق خود را به طور کامل مى‌گیرند.(2)

اما هنگامى که مى‌خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مى‌گذارند.(3)

آیا آنها گمان نمى‌کنند که برانگیخته مى‌شوند.(4)

در روزى بزرگ؟ !(5)

روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مى‌ایستند.(6)

 

شأن نزول

 

«ابن عباس» مى‌گوید: هنگامى که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله وارد «مدینه» شد بسیارى از مردم سخت آلودۀ کم‌فروشى بودند، خداوند این آیات را نازل کرد و آنها پذیرفتند: و بعد از آن کم‌فروشى را ترک کردند. 1 در حدیث دیگرى آمده است: بسیارى از اهل «مدینه» تاجر بودند و در کار خود کم‌فروشى مى‌کردند، و بسیارى از معاملات آنها معاملات حرام بود، این آیات نازل شد، و پیامبر صلى الله علیه و آله آنها را براى اهل «مدینه» تلاوت فرمود، سپس افزود: خَمْسٌ بِخَمْسٍ: «پنج چیز در برابر پنج چیز است» !عرض کردند: اى رسول خدا: کدام پنج در مقابل کدام پنج است؟ !فرمود:مٰا نَقضَ قَوْمٌ الْعَهْدَ إِلاّٰ سَلَّطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ! وَ مٰا حَکَمُوا بِغَیْرِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلاّٰ فَشٰا فِیْهِمُ الْفَقْرُ! وَ مٰا ظَهَرَتْ فِیْهِمُ الْفٰاحِشَةُ إِلاّٰ فَشٰا فِیْهِمُ الْمَوْتُ! وَ لاٰ طَفَّفُوا الْکَیْلَ إِلاّٰ مُنِعُوا النَّبٰاتَ وَ أُخِذُوا بِالسِّنِیْنَ! وَ لاٰ مَنَعُوا الزَّکٰاتَ إِلاّٰ حُبِسَ عَنْهُمُ الْمَطَرُ! : «هیچ قومى عهدشکنى نکردند، مگر این که خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط ساخت. هیچ جمعیتى به غیر حکم الهى حکم نکردند، مگر این که فقر در میان آنها زیاد شد. در میان هیچ ملتى فحشاء ظاهر نشد، مگر این که مرگ و میر در میان آنها فراوان گشت! هیچ گروهى کم‌فروشى نکردند، مگر این که زراعت آنها از بین رفت و قحطى آنها را فرو گرفت!و هیچ قومى زکات را منع نکردند، مگر این که باران از آنها قطع شد» ! 2 مرحوم «طبرسى» نیز در «مجمع البیان» در شأن نزول این آیات نقل کرده است: مردى در «مدینه» بود به نام «ابو جهینه» که دو پیمانۀ کوچک و بزرگ داشت، به هنگام خریدن از پیمانۀ بزرگ استفاده مى‌کرد و به هنگام فروش از پیمانۀ کوچک (این سوره نازل شد و به او و امثالش هشدار داد) . 3

 

پانویس

 

  1. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ۶۶، ص١١۶؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٠.
  2. «تفسیر کبیر فخر رازى» ، ج ٣١، ص٨٨ - همین مضمون را «ابوالفتوح رازى» و «مراغى» در تفسیرشان آورده‌اند؛ «بحار الانوار» ، ج ٧٠، ص٣٧٠؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٣.
  3. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ۶۶، ص١١۶؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٠.
  4.  

 

منابع

 

  •  شان نزول آیات قرآنجلد:١نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلاممحل نشر:قم - ایرانسال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه نور:/www.noorlib.ir



 

ترجمه:

 

چهره در هم کشید و روى بر تافت.(1)

 

از این که نابینائى به سراغ او آمد!(2)

 

تو چه مى‌دانى شاید او تقوا پیشه کند.(3)

 

یا متذکر گردد و این تذکر به حال او مفید باشد!(4)

 

اما آن کس که توانگر است.(5)

 

به او روى مى‌آورى.(6)

 

در حالى که اگر پاک نگردد چیزى بر تو نیست.(7)

 

و ما کسى که به سراغ تو مى‌آید و کوشش مى‌کند.(8)

 

و از خدا ترسان است.(9)

 

تو از او غافل مى‌شوى!(10)

 

شأن نزول:

 

این آیات، اجمالاً نشان مى‌دهد: خداوند کسى را در آنها مورد عتاب قرار داده به خاطر این که: فرد یا افراد غنى و ثروتمندى را بر نابیناى حق‌طلبى مقدم داشته است، اما این شخص مورد عتاب کیست؟ در آن اختلاف نظر است: مشهور در میان مفسران عامه و خاصه این است که: عده‌اى از سران قریش مانند «عتبة بن ربیعه» ، «ابوجهل» ، «عباس بن عبد المطلب» ، و جمعى دیگر، خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله بودند، و پیامبر مشغول تبلیغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود، و امید داشت این سخنان در دل آنها مؤثر شود (و مسلماً اگر این گونه افراد اسلام را مى‌پذیرفتند، گروه دیگرى را به اسلام مى‌کشاندند و هم کارشکنى‌هاى آنها از میان مى‌رفت و از هر دو جهت به نفع اسلام بود) در این میان «عبداللّه بن ام مکتوم» که مرد نابینا و ظاهراً فقیرى بود وارد مجلس شد، و از پیغمبر صلى الله علیه و آله تقاضا کرد آیاتى از قرآن را براى او بخواند و به او تعلیم دهد، و پیوسته سخن خود را تکرار مى‌کرد و آرام نمى‌گرفت؛ زیرا دقیقاً متوجه نبود که پیامبر صلى الله علیه و آله با چه کسانى مشغول صحبت است. او آن قدر کلام پیغمبر صلى الله علیه و آله را قطع کرد که حضرت صلى الله علیه و آله ناراحت شد، و آثار ناخشنودى در چهرۀ مبارکش نمایان گشت و در دل گفت: این سران عرب پیش خود مى‌گویند: پیروان محمّد صلى الله علیه و آله نابینایان و بردگانند، و لذا از «عبداللّه» روى برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد. در این هنگام، آیات فوق نازل شد (و در این باره پیامبر صلى الله علیه و آله را مورد عتاب قرار داد) رسول خدا صلى الله علیه و آله بعد از این ماجرا «عبداللّه» را پیوسته گرامى مى‌داشت، و هنگامى که او را مى‌دید مى‌فرمود: مَرْحَباً بِمَنْ عٰاتَبَنِى فِیْهِ رَبِّى: «مرحبا به کسى که پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد» و سپس به او مى‌فرمود: «آیا حاجتى دارى آن را انجام دهم» ؟ و پیامبر صلى الله علیه و آله دو بار او را در غزوات اسلامى در «مدینه» جانشین خویش قرار داد. 1 شأن نزول دومى که براى آیات فوق نقل شده، این است: این آیات، دربارۀ مردى از «بنى‌امیه» نازل شده که نزد پیامبر نشسته بود، در همان حال «عبداللّه بن ام مکتوم» وارد شد، هنگامى که چشمش به «عبداللّه» افتاد خود را جمع کرد، مثل این که مى‌ترسید آلوده شود، قیافه در هم کشیده و صورت خود را برگردانید، خداوند در آیات فوق عمل او را نقل کرده، و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است، این شأن نزول در حدیثى از امام صادق علیه السلام نقل شده است. 2 محقق بزرگ شیعه مرحوم «سید مرتضى» این شأن نزول را پذیرفته است.البته، در آیه، چیزى که صریحاً دلالت کند منظور شخص پیامبر صلى الله علیه و آله است، وجود ندارد، تنها چیزى که مى‌تواند قرینه‌اى بر این معنى باشد، خطاب‌هائى است که از آیات ٨ تا ١٠ این سوره آمده که مى‌گوید: «کسى که پیوسته (براى شنیدن آیات خدا) به سرعت سراغ تو مى‌آید، و از خدا مى‌ترسد، تو از او غافل مى‌شوى» ! این چیزى است که بهتر از هر کس در مورد پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌تواند صادق باشد. ولى، به گفتۀ مرحوم «سید مرتضى» قرائنى نیز در این آیات وجود دارد که نشان مى‌دهد: منظور شخص پیامبر صلى الله علیه و آله نیست از جمله:

«عبوس بودن» از صفات پیامبران مخصوصاً پیغمبر اسلام نیست، او حتى نسبت به دشمنان خود با چهرۀ گشاده سخن مى‌گفت، چه رسد به مؤمنان حقیقت‌جو. دیگر پرداختن به اغنیا و غافل شدن از فقراى حق طلب، با اخلاق آن حضرت که در آیۀ ۴ سورۀ «قلم» به آن اشاره شده: وَ إِنَّکَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ: «تو اخلاق عظیم و برجسته‌اى دارى» هرگز نمى‌سازد، (به خصوص این که معروف است سورۀ «قلم» قبل از سورۀ «عبس» نازل شده است) . 3 ولى، به فرض که شأن نزول اوّل واقعیت داشته باشد، این مطلب در حد ترک اولائى بیش نیست: و کارى که منافات با مقام عصمت داشته باشد در آن مشاهده نمى‌شود. زیرا «اوّلاً» پیامبر صلى الله علیه و آله هدفى جز نفوذ در سران قریش، و گسترش دعوت اسلام از این طریق، و درهم شکستن مقاومت آنها، نداشت. «ثانیاً» چهره در هم کشیدن در برابر یک مرد نابینا مشکلى ایجاد نمى‌کند؛ چرا که او نمى‌بیند، به علاوه «عبداللّه بن ام مکتوم» نیز رعایت آداب مجلس را نکرده بود؛ زیرا هنگامى که مى‌شنود پیامبر صلى الله علیه و آله با گروهى مشغول صحبت است نباید سخن او را قطع کند. ولى، از آنجا که خداوند اهمیت فوق العاده‌اى به محبت و ملاطفت کردن با مؤمنان مستضعف حقیقت‌طلب مى‌دهد، همین مقدار بى‌اعتنائى را در برابر این مرد مؤمن براى پیامبرش نمى‌پسندد، و او را مورد عتاب قرار مى‌دهد، اینها همه از یک سو. از سوى دیگر، اگر به این آیات، از زاویۀ حقانیت و عظمت پیامبر صلى الله علیه و آله نگاه کنیم، مى‌بینیم در سر حدّ یک معجزه است؛ چرا که رهبر بزرگ اسلام در کتاب آسمانى خود آن چنان مسئولیت براى خود ذکر مى‌کند که حتى کوچک‌ترین ترک اولىٰ، یعنى بى‌اعتنائى مختصرى نسبت به یک مرد نابیناى حق طلب، را مورد عتاب خداوند مى‌بیند، این دلیل زنده‌اى است بر این که این کتاب آسمانى از سوى خدا است و او پیامبر صادق است، مسلماً اگر این کتاب از سوى خداوند نبود، چنین محتوائى نداشت.

و عجب‌تر این که: پیامبر صلى الله علیه و آله طبق روایتى که در بالا آوردیم، هر وقت «عبداللّه بن ام مکتوم» را مى‌دید، به یاد این ماجرا مى‌افتاد و او را بسیار احترام مى‌کرد.

و از سوى سوم، این آیات مى‌تواند بیانگر فرهنگ اسلام در بر خورد با مستضعفان و مستکبران باشد، که چگونه مرد فقیر نابیناى مؤمنى را بر آن همه اغنیا، و سران قدرتمند مشرک عرب مقدم مى‌شمرد، این به خوبى نشان مى‌دهد: اسلام حامى مستضعفان و دشمن مستکبران است.

در پایان، این سخن را بار دیگر تکرار مى‌کنیم: مشهور در میان مفسران گر چه شأن نزول اوّل است، ولى باید اعتراف کرد که: در خود آیه چیزى که صریحاً دلیل بر این معنى باشد که منظور پیامبر صلى الله علیه و آله است، وجود ندارد و شأن نزول دوم از جهاتى ترجیح دارد.

 

پانویس:

 

  1.  

 

  1.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ١٧، ص٧۶؛ «جامع البیان» ، ج ٣٠، ص۶۵؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢١١.
  2.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ١٧، ص٧٧.
  3.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث.

منابع:

  •  شان نزول آیات قرآنجلد:١نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلاممحل نشر:قم - ایرانسال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه نور:/www.noorlib.ir



 

ترجمه

 

ای آدمی، چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است؟

 

شان نزول

 

این آیه درباره اسود بن کلدة الجمحى نازل گردیده که خیال سوء قصد نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است ولى نتوانست منظور خویش را عملى سازد و خداوند هم او را در این خیال سوء مورد مؤاخذه قرار نداد و درباره او این آیة نازل گردید و نیز گویند: درباره ولید بن مغیرة نازل شده و همچنین گویند: آیه مزبور براى جمیع کفار عمومیت خواهد داشت.[۱] عکرمه گوید: این آیه درباره أبی بن خلف نازل شده است.[۲]

 

پانویس

 

  1. تفسیر کشف الاسرار.
  2.  تفسیر ابن ابى حاتم.

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 856.



 

ترجمه

هر کس می داند چه چیز پیشاپیش فرستاده و چه چیز بر جای گذاشته است.(5)

شأن نزول

این آیه درباره یکى از فاسقین نازل گردیده است.[۱]

پانویس

  1. تفسیر على بن ابراهیم.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 855.

 




 

 

ترجمه

 

و چون از دختر زنده به گور شده، پرسیده شود که (8) به چه گناهی کشته شده است.(9)

شأن نزول

محمد بن ابى عمیر بعد از یک واسطه از امام صادق علیه‌السلام روایت کند که این آیات درباره امام حسین علیه‌السلام نازل شده است[۱] و نیز منصور بن حازم بعد از یک واسطه از امام باقرعلیه‌السلام نقل نماید که فرمود: این آیات درباره ما نازل گردیده است.[۲]

پانویس

  1.  کتاب کامل الزیارات از ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه.
  2.  البرهان فی تفسیر القرآن.

منابع

  •  قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 854.



ترجمه

 

مرگ بر آدمی باد که چه ناسپاس است.

 

شان نزول

 

عکرمة گوید: این آیه درباره عتبة بن ابى‌لهب نازل شده، هنگامى که گفته بود من به خداى ستارگان کافر هستم.[۱]

 

پانویس

 

  1. تفسیر ابن المنذر.

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 853.



 

ترجمه

 

روی را ترش کرد و سر برگردانید.(1) چون، آن نابینا به نزدش آمد.(2)

 

شأن نزول

 

«شیخ طوسى» گویند: عده اى گویند: این آیات درباره مردى از بنى‌امیه نازل گردیده که با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم همراه بود. وقتى که ابن ام‌مکتوم آمد خود را جمع کرد و چهره خود را نسبت به او عبوس نمود و خواست با این عمل از ابن ام‌مکتوم اعراض نموده و دورى جسته باشد سپس خداوند با نزول این آیه روش او را مذمت فرمود[۱]

 

پانویس

 

  1.   على بن ابراهیم در تفسیر خود گوید: این آیه درباره عثمان بن عفان و ابن ام‌مکتوم نازل شده و ابن ام‌مکتوم مؤذن رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله بوده است و در عین حال کور و نابینا هم بود. روزى نزد پیامبر آمد در حالتى که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله با وى بودند. عثمان نیز نزد پیامبر بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله ابن ام‌مکتوم را بر عثمان مقدم داشت و عثمان رو ترش کرد و از ابن ام‌مکتوم روى برگردانید و این آیات نازل گردید.

 

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و... ص 852.




 

ترجمه

تو را از قیامت می پرسند که چه وقت واقع شود.(42)از یاد کردن آن تو را چکار است؟(43)منتهای آن نزد پروردگار توست.(44)

شان نزول

از طریق جویبر از ضحاک و او از ابن عباس روایت شده که مشرکین مکه از پیامبر از روى مسخره سؤال می‌کردند که چه وقتى روز قیامت برپا خواهد گشت[1] و نیز از طارق بن شهاب[2] و همچنین از عروة[3] این حدیث نقل و روایت گردیده است.

پانویس

  1.  تفسیر ابن ابى حاتم.
  2. تفاسیر طبرى و طبرانى.
  3. تفسیر ابن ابى حاتم.

منابع 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 851.



ترجمه

 گویند: این بازگشت ما بازگشتی است زیان آور.

 شان نزول

محمد بن کعب گوید: وقتى که آیه «أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِی الْحافِرَةِ»[۱] نازل گردید. کفار قریش گفتند: اگر ما بعد از مرگ زنده بشویم، هر آینه در خسران و زیان قرار خواهیم گرفت سپس این آیه نازل گردید.[۲]

 پانویس

  1.   آیه 10؛ همین سوره (ترجمه)، «آیا ما پس از مرگ باز زندگى دیگرى خواهیم نمود؟».
  2.  سنن سعید بن منصور.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 851.



 

 

 

ترجمه

از چه چیز می پرسند؟ (1) از آن خبر بزرگ.(2)

نزول


«شیخ طوسى» گفت : در سبب نزول این آیات گویند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هر وقت خبرى که به قریش می‌داد و یا از اخبار امم گذشته چیزى به آن‌ها مى گفت و نیز موعظه و پند و اندرز می‌داد، مسخره مى کردند. خداوند پیامبر خود را از گفتار با آن‌ها طى آیه «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیکمْ فِی الْکتابِ»[۱] نهى فرمود.

از آن به بعد وقتى که پیامبر اصحاب خود را موعظه می‌نمود و یا اخبار امم گذشته را به آنان می‌داد، اگر مشرکین وارد می‌شدند از سخن گفتن خوددارى می‌فرمود. مشرکین گفتند: یا محمد به خداوند قسم گفتار تو عجیب است و ما خیلى مایل هستیم کلام وحدیث تو را بشنویم. پیامبر فرمود: خداوند مرا نهى نموده است که با شما حدیث و یا خبرى بگویم سپس این آیه نازل گردید.[۲]

 پی نوشت:

  1. آیه، 140 سوره نساء که موضوع شأن و نزول آن از تفاسیر روض الجنان و مجمع البیان در صفحه 255 ذکر شده است.
  2.  طبرى صاحب جامع البیان و ابن ابى حاتم در تفسیر خود از حسن بصرى روایت کنند که وقتى که رسول خدا صلى الله علیه و آله مبعوث گردید. مردم از یکدیگر درباره آن پرسش مى کردند سپس این آیه نازل گردید.

منبع:

  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 850.