٠•♥ شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید ♥•٠
شأن نزول برخی آیات از جزء سی قرآن مجید بر حسب کتاب شان نزول آیات قرآن از آیت الله مکارم شیرازی ، ترجمه قرآن مجید از آیتی،نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه از محمدباقر محقق


ترجمه:

بگو: خداوند، یکتا و یگانه است. (1)

خداوندى است که همه نیازمندان قصد او مى کنند. (2)

[هرگز] نزاد، و زاده نشد. (3)

و براى او هیچ گاه شبیه و مانندى نبوده است(4)

شأن نزول:

در شأن نزول این سوره، از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده: «یهود از رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) تقاضا کردند خداوند را براى آنها توصیف کند، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) سه روز سکوت کرد و پاسخى نگفت، تا این سوره نازل شد و پاسخ آنها را بیان کرد».

در بعضى از روایات آمده: این سؤال کننده «عبداللّه بن صوریا» یکى از سران معروف یهود بود و در روایت دیگرى آمده: «عبداللّه بن سلام» چنین سؤالى را از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در «مکّه» کرد، سپس ایمان آورد، و ایمان خود را همچنان مکتوم مى داشت.

در روایات دیگرى آمده است: مشرکان «مکّه» چنین سؤالى را کرده اند.

در بعضى از روایات نیز آمده: سؤال کنندگان، گروهى از مسیحیان «نجران» بودند.(1)

در میان این روایات، تضادى وجود ندارد؛ زیرا ممکن است این سؤال از ناحیه همه آنها مطرح شده باشد و این خود دلیلى است بر عظمت فوق العاده این سوره که پاسخگوى سؤالات افراد و اقوام مختلف است.(2)

 پانویس:

       

  1. «المیزان»، ج 20، ص 546؛ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث؛ «قرطبى»، ج 20، ص 246.
  2. گردآوری از کتاب: شان نزول آیات قرآن(برگرفته از تفسیر نمونه)، محمد جعفر امامی، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول ، ص 524.

منبع:

  • پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=42&lid=0&catid=27473&mid=319706
  • کتابخانه مدرسه فقاهت http://lib.eshia.ir/27591/1/524



ترجمه:

بگو: اوست خداى یکتا، (۱)

خداى که در حاجت به او رو کنند، (۲)

نه زاده است و نه زاده شده، (۳)

و نه هیچ کس همتاى اوست. (۴)

شأن نزول آیات 1 تا 4:

 

محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیه‌السلام و نیز ابن بابویه بعد از شش واسطه از محمد بن مسلم و او از امام صادق علیه‌السلام روایت کنند که یهود از پیامبر خواستند که نسب خداوند را براى آن‌ها بیان نماید. پیامبر سه روز در جواب آن‌ها تأمل فرمود سپس این سوره نازل گردید.[۱]

 

و نیز محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از عاصم بن حمید نقل نماید که گفت: از امام سجاد علیه‌السلام درباره توحید سؤال گردید. فرمود: خداوند می‌دانست که در آخرالزمان مردم متفکر و متعمق در امور، وجود خواهند داشت لذا این سوره و آیاتى چند از سوره حدید را به پیامبر خود نازل نمود.[۲]

 

أبی بن کعب و جابر بن عبدالله انصارى گویند: مشرکین به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفتند: خداى خود را از براى ما تعریف کن که از چه نسب و حسبى است سپس این سوره نازل شد و این سوره مکیه است.[۳]

 

ابن عباس گوید: عامر بن طفیل و اربد بن ربیعه برادر لبید نزد پیامبر آمدند. عامر گفت: یا محمد به چه چیز ما را می‌خوانى و دعوت می‌کنى. پیامبر فرمود: شما را به سوى خداى خود می‌خوانم سپس گفت: براى ما بگو که این خداى تو از طلا است یا از نقره و یا از آهن است یا چوب؟ سپس این سوره نازل شد و چون اربد از روى مسخره و استهزاء این سؤالات را تکرار می‌نمود لذا صاعقه اى آمد و او را سوزانید و عامر نیز از ترس دیدن آن منظره قالب تهى کرد و مرد.

 

ضحاک و قتاده و مقاتل گویند: عده اى از دانشمندان یهود نزد پیامبر آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما توصیف کن، شاید به او ایمان بیاوریم زیرا خداوند صفت و نعمت خود را در تورات آورده است سپس این سوره نازل گردید.[۴]

 

عبدالله بن سلام که از دانشمندان یهود بود به مکه رفت تا پیامبر اسلام را ببیند وقتى که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. پیامبر از او سؤال کرد و او را به خداوند قسم داد که آیا وصف وى را در تورات دیده است یا نه؟ عبدالله بن سلام گفت: اول تو خداى خود را براى من توصیف و تعریف بنماى تا من آنچه خواستى به تو بگویم سپس این سوره نازل گردید و پیامبر آن را براى عبدالله بن سلام قرائت فرمود و سبب اسلام آوردن عبدالله بن سلام هم همین سوره گردید ولى او تا مدتى ایمان و اسلام خود را از یهودیان پوشیده می‌داشت تا این که پیامبر از مکه به مدینه مهاجرت فرمود پس از مهاجرت پیامبر عبدالله اسلام خود را آشکار ساخت.[۵]

 

ابن عباس گوید: یهود که از آن جمله کعب بن اشرف و حى بن اخطب بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن سپس این سوره نازل گردید.[۶]

 

چنان که قتادة و سعید بن جبیر نیز موضوع آمدن ابن اشرف و ابن اخطب را روایت نموده اند و این خود می‌رساند که این سوره مدنى است.[۷] از طریق ابان از انس روایت شده که یهود خیبر نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا اباالقاسم خداوند فرشتگان را از نور خلق کرده و آدم را از حمأمسنون آفریده و ابلیس را از زبانه آتش به وجود آورده و آسمان را از دود خلق کرده و زمین را از کف آب به وجود آورده پس به ما خبر بده از پروردگار خود که از چه چیزى به وجود آمده است؟

 

پیامبر جوابى نداد تا این که جبرئیل این سوره را نازل نمود.[۸] ابن عباس گوید: مسیحیان نجران با عاقب و سید که از سران آن‌ها بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: خداى خود را براى ما تعریف کن که از چه جنسى است؟ سپس این سوره نازل گردید و از این جهت به این سوره (نسب الرّب) نیز مى گویند.[۹]

 

پانویس:

  1. تفاسیر برهان و على بن ابراهیم.
  2. البرهان فی تفسیر القرآن.
  3. تفاسیر مجمع البیان از خاصه و جامع البیان و طبرانى و قاضى عبدالجبار و صحیح ترمذى و حاکم و ابن خزیمه از عامه.
  4. تفسیر مجمع البیان.
  5. تفسیر قاضى عبدالجبار معتزلى.
  6. تفسیر ابن ابى حاتم.
  7. تفاسیر جامع البیان و ابن المنذر.
  8. کتاب العظمة از ابوالشیخ.
  9. تفسیر کشف الاسرار.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 889.



ترجمه:

بریده باد هر دو دست «ابولهب» (و مرگ بر او باد)!(1)

هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودى نبخشید!(2)

و به زودى وارد آتشى شعله‌ور و پر لهیب مى‌شود.(3)

و (نیز) همسرش، در حالى که هیزم‌کش (دوزخ) است.(4)

و طنابى در گردنش از لیف خرما است!(5)

شأن نزول:

مرگ بر ابولهب!

از «ابن عباس» نقل شده: هنگامى که آیه «وَ انْذُرْ عَشِیْرَتَکَ الأَقْرَبِیْنَ» نازل شد و پیغمبر مأموریت یافت فامیل نزدیک خود را انذار کند و به اسلام دعوت نماید (دعوت خود را علنى سازد) پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله بر فراز کوه «صفا» آمده، فریاد زد: «یا صَباحاهُ»! (این جمله را عرب زمانى مى‌گفت که مورد هجوم غافلگیرانه دشمن قرار مى‌گرفت، براى این که همه را با خبر سازند و به مقابله برخیزند، کسى صدا مى‌زد:

«یا صَباحاهُ»! انتخاب کلمه «صباح» به خاطر این بود که، هجوم‌هاى غافلگیرانه غالباً در اوّل صبح واقع مى‌شد).

هنگامى که مردم «مکّه» این صدا را شنیدند، گفتند: کیست که فریاد مى‌کشد؟

گفته شد: «محمّد» است، جمعیت به سراغ حضرتش رفتند، او قبائل عرب را با نام صدا زد، و با صداى او جمع شدند، فرمود: به من بگوئید: اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این کوه به شما حمله‌ور مى‌شوند، آیا مرا تصدیق خواهید کرد؟

در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغى نشنیده‌ایم.

فرمود: انِّى نَذِیْرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدىْ عَذابٍ شَدِیْدٍ: «من شما را در برابر عذاب شدید الهى انذار مى‌کنم» (شما را به توحید و ترک بت‌ها دعوت مى‌نمایم).

هنگامى که «ابولهب» این سخن را شنید گفت: تَبّاً لَکَ! أَ ما جَمَعْتَنا الَّا لِهذا؟!: «زیان و مرگ بر تو باد! آیا تو فقط براى همین سخن ما را جمع کردى»؟!

در این هنگام بود که، این سوره نازل شده: تَبَّتْ یَدا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ: «زیان و هلاکت بر دستان ابولهب باد که زیانکار و هلاک شده است».

بعضى در اینجا افزوده‌اند: هنگامى که همسر «ابولهب» (نامش «ام جمیل» بود) با خبر شد که این سوره درباره او و همسرش نازل شده، به سراغ پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله آمد، در حالى که آن حضرت را نمى‌دید، سنگى در دست داشت و گفت: من شنیده‌ام «محمّد» مرا هجو کرده، به خدا سوگند اگر او را بیابم با همین سنگ بر دهانش مى‌زنم! من خودم نیز شاعرم! سپس به اصطلاح، اشعارى در مذمت پیغمبر و اسلام بیان کرد. «1»

خطر «ابولهب» و همسرش براى اسلام و عداوت آنها منحصر به این نبود، و اگر مى‌بینیم قرآن لبه تیز حمله را متوجه آنها کرده و با صراحت از آنها نکوهش مى‌کند، دلائلى بیش از این دارد که بعداً به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد.

 

پانویس:

     

  1. «قرطبى»، ج 10، ص 7324 (با کمى تلخیص)، همین مضمون را با تفاوتى «طبرسى» در «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث و «ابن اثیر» در «الکامل»، ج 2، ص60، و «درّ المنثور» و «ابوالفتوح رازى» و «فخر رازى» و «فى ظلال القرآن» در تفسیر این سوره نقل کرده اند.

منبع:

 

  • قرآن کریم/ ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
  • کتابخانه مدرسه فقاهت  http://lib.eshia.ir/27591/1/523



ترجمه:

دستهاى ابولهب بریده باد و هلاک بر او. (۱)

دارایى او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد. (۲)

زودا که به آتشى شعله‌ور درافتد. (۳)

و زنش هیزم‌کش است. (۴)

و بر گردن ریسمانى از لیف خرما دارد. (۵)

 

شأن نزول آیات 1 تا 5:

 

«شیخ طوسى» گویند: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مردم را جمع کرد و گفت: خداوند مرا به سوى شما عموماً و به سوى قریش خصوصاً مبعوث نموده است و اگر این بعثت مرا بپذیرید، مالک عرب و عجم شده و آن‌ها را به تصرف خویش خواهید درآورد، گفتند: بعثت تو براى چیست؟

 

گفت: براى آنست که به شما بگویم، بگوئید: لا اله الّا اللّه و انّى رسول اللّه، ابولهب که در آن میان بود. گفت: تبّا لهذا من دین اللّه، سپس این سوره نازل گردید.[۱][۲]

 

پانویس:

  1. صاحب مجمع البیان از سعید بن جبیر و او از ابن عباس نقل نماید که گفت: روزى پیامبر بالاى کوه صفا رفت و فرمود: یا صباحاه قریش به او روى آوردند. گفتند: چه شده است؟ فرمود: اگر به شما خبر بدهم که دشمن در صبح یا در شب در کمین شما است. از من باور می‌دارید یا نه؟ گفتند: بلى باور مى کنیم سپس فرمود: بدانید که من نذیر و ترساننده شما هستم از عذابى که به علت گمراهى و جهالت در جلو روى شما قرار گرفته است. ابولهب گفت: تبا لک، براى همین موضوع ما را به اینجا خوانده اى؟
  2. طبرى صاحب جامع البیان از طریق اسرائیل از ابواسحق و او از مردى از همدان که به او یزید بن زید مى گفتند: روایت کند که زن ابولهب اغلب خار و خاشاک را جمع می‌کرد و جلو راه پیامبر مى گذاشت و راه را بر او مسدود مى ساخت چنان که ابن المنذر نیز در تفسیر خود از عکرمة مانند آن را روایت نموده است.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 888.



 

 


ترجمه:

بگو: اى کافران، (۱)

من چیزى را که شما مى‌پرستید نمى‌پرستم. (۲)

و شما نیز چیزى را که من مى‌پرستم نمى‌پرستید. (۳)

و من پرستنده چیزى که شما مى‌پرستید نیستم. (۴)

و شما پرستنده چیزى که من مى‌پرستم نیستید. (۵)

شما را دین خود، و مرا دین خود. (۶)

 


شأن نزول آیات 1 تا 6:

 

«شیخ طوسى» گویند: ابن عباس گوید: این سوره در جواب جماعتى از قریش نازل شده که به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته بودند، یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و ما متقابلاً یک سال خداى تو را عبادت می‌نمائیم سپس این سوره آمد و نیز درباره آن‌ها آیه 64 سوره زمر «أَفَغَیرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیهَا الْجاهِلُونَ» نازل گردید.

 

و نیز گویند: ولید بن مغیرة و عاص بن وائل و اسود بن مطلب و امیة بن خلف به پیامبر گفته بودند ما و شما عبادت خدایان متعدد خود و خداى واحد تو را دست به دست مى چرخانیم تا این که دشمنى و کینه ما با شما از بین برود سپس این سوره نازل گردید.[۱]

 

پانویس:

  1. طبرانى و ابن ابى حاتم در تفاسیر خود از ابن عباس نقل کنند که قریش به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: به تو مال و ثروت زیادى می‌دهیم که ثروتمندترین افراد ما قرار بگیرى و هر چه زن بخواهى به تو می‌دهیم که از بدگوئى خدایان ما دست بردارى و در ازاء آن ما هم به خداى تو بد نخواهیم گفت و اگر حاضر نیستى عبادت ها را تقسیم مى کنیم. یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و یک سال ما خداى تو را عبادت خواهیم نمود سپس این سوره نازل گردید و نیز عبدالرزاق در تفسیر خود از وهب و همچنین ابن المنذر در تفسیر خود از ابن جریج این موضوع را روایت کرده اند.

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 886.



ترجمه:

ما کوثر را به تو عطا کردیم. (۱)

پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن‌ (۲)

که بدخواه تو خود اَبتر است. (۳)


شأن نزول:

زمانى که رسول‌(صلی الله علیه وآله) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق می‌شود.1

کوثر از ریشه کثرت است و بر چیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.2

البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.

براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ذکر می‌کند.3 اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود.

اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است

 

 

امام فخر رازى در ذیل آیه می‌نویسد:

 

کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(سلام الله علیها) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علی‌بن‌الحسین و محمد‌بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.4

آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

حسن ختام این بخش، آن که نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده به گور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است.

موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده ف این برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید.

به راستی در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟5

 

پی نوشت ها :

1. ابن منظور، لسان العرب/36.

2. طبرسی، مجمع البیان فى علوم القرآن، 5/549.

3. علامه طباطبایی، المیزان، 7/370.

4. امام فخر رازی، التفسیر الکبیر، 32/122.

5. سید جواد ورعی، کوثر، محبوبه است/63؛ ماهنامه پیام زن.

بخش قرآن تبیان

 


 

منبع :

سایت شبکه قرآن




آیه ۷ سوره مبارکه انشراح:

«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ»

ترجمه

چون از کار فارغ شوی، به عبادت کوش.

شان نزول

محمد بن العباس بعد از سه واسطه از ابوجمیله و او از امام صادق علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: درباره على بن ابى‌طالب علیه‌السلام نازل شده زیرا وقتى رسول خدا صلی الله علیه و آله از حج مراجعت فرمود. این آیه نازل شد یعنى هنگامى که از اعمال حج فارغ و آسوده شدى على را براى ولایت جهت مردم نصب فرماى.[۱]

پانویس

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 869.



شان نزول آیه 6 سوره بلد

شأن نزول آیات 7 سوره بلد

 

 

 ترجمه:

می گوید: مالی فراوان را تباه کردم. [6] آیا می پندارد که کسی او را ندیده است؟[7]

شأن نزول آیات 6 و 7 :

«شیخ طوسى» گویند: این آیات درباره مردى از بنى‌جمح که مکنى به ابوالاسدین بود، نازل گردیده که مردى قوى و زورمند بوده است.[۱]

پانویس :

  1. شأن و نزول آیات 4 و 5 را شیخ بزرگوار در این آیات ذکر نموده و ابوالاسدین همان ابوالاشدین است که در چاپ سنگى تفسیر تبیان بدون نقطه و تشدید به غلط چاپ گردیده است. چنان که در سوره طارق نیز نظیر آن ذکر شده است.

منابع :

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 863.



 

ترجمه آیه 5 

 

پس آدمی بنگرد که از چه چیز آفریده شده است.

 

شان نزول

 

عکرمة گوید: این آیه درباره ابوالاشد نازل شد که بر روى تل خاک مى ایستاد و مى گفت: هر کس مرا از این زمین دور کند به او فلان قدر پاداش خواهم داد و نیز مى گفت: محمد مى پندارد که نگهبانان جهنم نوزده نفرند. من خود به تنهائى ده نفر آن‌ها را کفایت مى کنم و از بین می‌برم و شر آن‌ها را از شما کوتاه نمایم و شما نه نفر دیگر آن‌ها را کفایت کرده و از بین ببرید و شر آن‌ها از من کوتاه نمائید سپس این آیه نازل گردید. * چنان که در سوره بلد نیز نظیر آن ذکر شده است.

 

پانویس

 

  1. تفسیر ابن ابى حاتم.

 

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 858.




ترجمه

 

سوگند به آسمان و به آنچه در شب آید. (1) و تو چه دانی که آنچه در شب آید، چیست؟(2) ستاره ای است درخشنده (3)

 

شأن نزول آیات 1 تا 3

 

کلبى گوید: این آیه درباره ابوطالب نازل گردیده که شبى با رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مشغول خوردن نان و شیر بود. ستاره دنباله‌ دارى در آسمان پدیدار گردید و پنهان شد. ابوطالب از این واقعه ترسید و به پیامبر گفت: اى پسر من، این چه منظره اى بود که دیدم. پیامبر(ص) فرمودند: اى عم ستاره اى بود که از آسمان انداخته شده و این آیت و نشانه اى از آیات پروردگار است سپس این آیات نازل گردید.

 

پانویس

  1. تفاسیر کشف الاسرار و روض الجنان.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 858.



ترجمه


واى بر کم‌فروشان!(1)

آنان که وقتى براى خود پیمانه مى‌کنند، حق خود را به طور کامل مى‌گیرند.(2)

اما هنگامى که مى‌خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مى‌گذارند.(3)

آیا آنها گمان نمى‌کنند که برانگیخته مى‌شوند.(4)

در روزى بزرگ؟ !(5)

روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مى‌ایستند.(6)

 

شأن نزول

 

«ابن عباس» مى‌گوید: هنگامى که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله وارد «مدینه» شد بسیارى از مردم سخت آلودۀ کم‌فروشى بودند، خداوند این آیات را نازل کرد و آنها پذیرفتند: و بعد از آن کم‌فروشى را ترک کردند. 1 در حدیث دیگرى آمده است: بسیارى از اهل «مدینه» تاجر بودند و در کار خود کم‌فروشى مى‌کردند، و بسیارى از معاملات آنها معاملات حرام بود، این آیات نازل شد، و پیامبر صلى الله علیه و آله آنها را براى اهل «مدینه» تلاوت فرمود، سپس افزود: خَمْسٌ بِخَمْسٍ: «پنج چیز در برابر پنج چیز است» !عرض کردند: اى رسول خدا: کدام پنج در مقابل کدام پنج است؟ !فرمود:مٰا نَقضَ قَوْمٌ الْعَهْدَ إِلاّٰ سَلَّطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ! وَ مٰا حَکَمُوا بِغَیْرِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلاّٰ فَشٰا فِیْهِمُ الْفَقْرُ! وَ مٰا ظَهَرَتْ فِیْهِمُ الْفٰاحِشَةُ إِلاّٰ فَشٰا فِیْهِمُ الْمَوْتُ! وَ لاٰ طَفَّفُوا الْکَیْلَ إِلاّٰ مُنِعُوا النَّبٰاتَ وَ أُخِذُوا بِالسِّنِیْنَ! وَ لاٰ مَنَعُوا الزَّکٰاتَ إِلاّٰ حُبِسَ عَنْهُمُ الْمَطَرُ! : «هیچ قومى عهدشکنى نکردند، مگر این که خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط ساخت. هیچ جمعیتى به غیر حکم الهى حکم نکردند، مگر این که فقر در میان آنها زیاد شد. در میان هیچ ملتى فحشاء ظاهر نشد، مگر این که مرگ و میر در میان آنها فراوان گشت! هیچ گروهى کم‌فروشى نکردند، مگر این که زراعت آنها از بین رفت و قحطى آنها را فرو گرفت!و هیچ قومى زکات را منع نکردند، مگر این که باران از آنها قطع شد» ! 2 مرحوم «طبرسى» نیز در «مجمع البیان» در شأن نزول این آیات نقل کرده است: مردى در «مدینه» بود به نام «ابو جهینه» که دو پیمانۀ کوچک و بزرگ داشت، به هنگام خریدن از پیمانۀ بزرگ استفاده مى‌کرد و به هنگام فروش از پیمانۀ کوچک (این سوره نازل شد و به او و امثالش هشدار داد) . 3

 

پانویس

 

  1. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ۶۶، ص١١۶؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٠.
  2. «تفسیر کبیر فخر رازى» ، ج ٣١، ص٨٨ - همین مضمون را «ابوالفتوح رازى» و «مراغى» در تفسیرشان آورده‌اند؛ «بحار الانوار» ، ج ٧٠، ص٣٧٠؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٣.
  3. «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ۶۶، ص١١۶؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢۵٠.
  4.  

 

منابع

 

  •  شان نزول آیات قرآنجلد:١نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلاممحل نشر:قم - ایرانسال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه نور:/www.noorlib.ir



 

ترجمه:

 

چهره در هم کشید و روى بر تافت.(1)

 

از این که نابینائى به سراغ او آمد!(2)

 

تو چه مى‌دانى شاید او تقوا پیشه کند.(3)

 

یا متذکر گردد و این تذکر به حال او مفید باشد!(4)

 

اما آن کس که توانگر است.(5)

 

به او روى مى‌آورى.(6)

 

در حالى که اگر پاک نگردد چیزى بر تو نیست.(7)

 

و ما کسى که به سراغ تو مى‌آید و کوشش مى‌کند.(8)

 

و از خدا ترسان است.(9)

 

تو از او غافل مى‌شوى!(10)

 

شأن نزول:

 

این آیات، اجمالاً نشان مى‌دهد: خداوند کسى را در آنها مورد عتاب قرار داده به خاطر این که: فرد یا افراد غنى و ثروتمندى را بر نابیناى حق‌طلبى مقدم داشته است، اما این شخص مورد عتاب کیست؟ در آن اختلاف نظر است: مشهور در میان مفسران عامه و خاصه این است که: عده‌اى از سران قریش مانند «عتبة بن ربیعه» ، «ابوجهل» ، «عباس بن عبد المطلب» ، و جمعى دیگر، خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله بودند، و پیامبر مشغول تبلیغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود، و امید داشت این سخنان در دل آنها مؤثر شود (و مسلماً اگر این گونه افراد اسلام را مى‌پذیرفتند، گروه دیگرى را به اسلام مى‌کشاندند و هم کارشکنى‌هاى آنها از میان مى‌رفت و از هر دو جهت به نفع اسلام بود) در این میان «عبداللّه بن ام مکتوم» که مرد نابینا و ظاهراً فقیرى بود وارد مجلس شد، و از پیغمبر صلى الله علیه و آله تقاضا کرد آیاتى از قرآن را براى او بخواند و به او تعلیم دهد، و پیوسته سخن خود را تکرار مى‌کرد و آرام نمى‌گرفت؛ زیرا دقیقاً متوجه نبود که پیامبر صلى الله علیه و آله با چه کسانى مشغول صحبت است. او آن قدر کلام پیغمبر صلى الله علیه و آله را قطع کرد که حضرت صلى الله علیه و آله ناراحت شد، و آثار ناخشنودى در چهرۀ مبارکش نمایان گشت و در دل گفت: این سران عرب پیش خود مى‌گویند: پیروان محمّد صلى الله علیه و آله نابینایان و بردگانند، و لذا از «عبداللّه» روى برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد. در این هنگام، آیات فوق نازل شد (و در این باره پیامبر صلى الله علیه و آله را مورد عتاب قرار داد) رسول خدا صلى الله علیه و آله بعد از این ماجرا «عبداللّه» را پیوسته گرامى مى‌داشت، و هنگامى که او را مى‌دید مى‌فرمود: مَرْحَباً بِمَنْ عٰاتَبَنِى فِیْهِ رَبِّى: «مرحبا به کسى که پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد» و سپس به او مى‌فرمود: «آیا حاجتى دارى آن را انجام دهم» ؟ و پیامبر صلى الله علیه و آله دو بار او را در غزوات اسلامى در «مدینه» جانشین خویش قرار داد. 1 شأن نزول دومى که براى آیات فوق نقل شده، این است: این آیات، دربارۀ مردى از «بنى‌امیه» نازل شده که نزد پیامبر نشسته بود، در همان حال «عبداللّه بن ام مکتوم» وارد شد، هنگامى که چشمش به «عبداللّه» افتاد خود را جمع کرد، مثل این که مى‌ترسید آلوده شود، قیافه در هم کشیده و صورت خود را برگردانید، خداوند در آیات فوق عمل او را نقل کرده، و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است، این شأن نزول در حدیثى از امام صادق علیه السلام نقل شده است. 2 محقق بزرگ شیعه مرحوم «سید مرتضى» این شأن نزول را پذیرفته است.البته، در آیه، چیزى که صریحاً دلالت کند منظور شخص پیامبر صلى الله علیه و آله است، وجود ندارد، تنها چیزى که مى‌تواند قرینه‌اى بر این معنى باشد، خطاب‌هائى است که از آیات ٨ تا ١٠ این سوره آمده که مى‌گوید: «کسى که پیوسته (براى شنیدن آیات خدا) به سرعت سراغ تو مى‌آید، و از خدا مى‌ترسد، تو از او غافل مى‌شوى» ! این چیزى است که بهتر از هر کس در مورد پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌تواند صادق باشد. ولى، به گفتۀ مرحوم «سید مرتضى» قرائنى نیز در این آیات وجود دارد که نشان مى‌دهد: منظور شخص پیامبر صلى الله علیه و آله نیست از جمله:

«عبوس بودن» از صفات پیامبران مخصوصاً پیغمبر اسلام نیست، او حتى نسبت به دشمنان خود با چهرۀ گشاده سخن مى‌گفت، چه رسد به مؤمنان حقیقت‌جو. دیگر پرداختن به اغنیا و غافل شدن از فقراى حق طلب، با اخلاق آن حضرت که در آیۀ ۴ سورۀ «قلم» به آن اشاره شده: وَ إِنَّکَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ: «تو اخلاق عظیم و برجسته‌اى دارى» هرگز نمى‌سازد، (به خصوص این که معروف است سورۀ «قلم» قبل از سورۀ «عبس» نازل شده است) . 3 ولى، به فرض که شأن نزول اوّل واقعیت داشته باشد، این مطلب در حد ترک اولائى بیش نیست: و کارى که منافات با مقام عصمت داشته باشد در آن مشاهده نمى‌شود. زیرا «اوّلاً» پیامبر صلى الله علیه و آله هدفى جز نفوذ در سران قریش، و گسترش دعوت اسلام از این طریق، و درهم شکستن مقاومت آنها، نداشت. «ثانیاً» چهره در هم کشیدن در برابر یک مرد نابینا مشکلى ایجاد نمى‌کند؛ چرا که او نمى‌بیند، به علاوه «عبداللّه بن ام مکتوم» نیز رعایت آداب مجلس را نکرده بود؛ زیرا هنگامى که مى‌شنود پیامبر صلى الله علیه و آله با گروهى مشغول صحبت است نباید سخن او را قطع کند. ولى، از آنجا که خداوند اهمیت فوق العاده‌اى به محبت و ملاطفت کردن با مؤمنان مستضعف حقیقت‌طلب مى‌دهد، همین مقدار بى‌اعتنائى را در برابر این مرد مؤمن براى پیامبرش نمى‌پسندد، و او را مورد عتاب قرار مى‌دهد، اینها همه از یک سو. از سوى دیگر، اگر به این آیات، از زاویۀ حقانیت و عظمت پیامبر صلى الله علیه و آله نگاه کنیم، مى‌بینیم در سر حدّ یک معجزه است؛ چرا که رهبر بزرگ اسلام در کتاب آسمانى خود آن چنان مسئولیت براى خود ذکر مى‌کند که حتى کوچک‌ترین ترک اولىٰ، یعنى بى‌اعتنائى مختصرى نسبت به یک مرد نابیناى حق طلب، را مورد عتاب خداوند مى‌بیند، این دلیل زنده‌اى است بر این که این کتاب آسمانى از سوى خدا است و او پیامبر صادق است، مسلماً اگر این کتاب از سوى خداوند نبود، چنین محتوائى نداشت.

و عجب‌تر این که: پیامبر صلى الله علیه و آله طبق روایتى که در بالا آوردیم، هر وقت «عبداللّه بن ام مکتوم» را مى‌دید، به یاد این ماجرا مى‌افتاد و او را بسیار احترام مى‌کرد.

و از سوى سوم، این آیات مى‌تواند بیانگر فرهنگ اسلام در بر خورد با مستضعفان و مستکبران باشد، که چگونه مرد فقیر نابیناى مؤمنى را بر آن همه اغنیا، و سران قدرتمند مشرک عرب مقدم مى‌شمرد، این به خوبى نشان مى‌دهد: اسلام حامى مستضعفان و دشمن مستکبران است.

در پایان، این سخن را بار دیگر تکرار مى‌کنیم: مشهور در میان مفسران گر چه شأن نزول اوّل است، ولى باید اعتراف کرد که: در خود آیه چیزى که صریحاً دلیل بر این معنى باشد که منظور پیامبر صلى الله علیه و آله است، وجود ندارد و شأن نزول دوم از جهاتى ترجیح دارد.

 

پانویس:

 

  1.  

 

  1.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ١٧، ص٧۶؛ «جامع البیان» ، ج ٣٠، ص۶۵؛ «قرطبى» ، ج ١٩، ص٢١١.
  2.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث؛ «بحار الانوار» ، ج ١٧، ص٧٧.
  3.  «مجمع البیان» ، ذیل آیات مورد بحث.

منابع:

  •  شان نزول آیات قرآنجلد:١نویسنده:مکارم شیرازی، ناصرناشر:مدرسه الامام علی بن ابی طالب علیه السلاممحل نشر:قم - ایرانسال نشر:١٣٨۵
  • کتابخانه نور:/www.noorlib.ir



 

ترجمه

 

ای آدمی، چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است؟

 

شان نزول

 

این آیه درباره اسود بن کلدة الجمحى نازل گردیده که خیال سوء قصد نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است ولى نتوانست منظور خویش را عملى سازد و خداوند هم او را در این خیال سوء مورد مؤاخذه قرار نداد و درباره او این آیة نازل گردید و نیز گویند: درباره ولید بن مغیرة نازل شده و همچنین گویند: آیه مزبور براى جمیع کفار عمومیت خواهد داشت.[۱] عکرمه گوید: این آیه درباره أبی بن خلف نازل شده است.[۲]

 

پانویس

 

  1. تفسیر کشف الاسرار.
  2.  تفسیر ابن ابى حاتم.

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 856.



 

ترجمه

هر کس می داند چه چیز پیشاپیش فرستاده و چه چیز بر جای گذاشته است.(5)

شأن نزول

این آیه درباره یکى از فاسقین نازل گردیده است.[۱]

پانویس

  1. تفسیر على بن ابراهیم.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 855.

 




 

 

ترجمه

 

و چون از دختر زنده به گور شده، پرسیده شود که (8) به چه گناهی کشته شده است.(9)

شأن نزول

محمد بن ابى عمیر بعد از یک واسطه از امام صادق علیه‌السلام روایت کند که این آیات درباره امام حسین علیه‌السلام نازل شده است[۱] و نیز منصور بن حازم بعد از یک واسطه از امام باقرعلیه‌السلام نقل نماید که فرمود: این آیات درباره ما نازل گردیده است.[۲]

پانویس

  1.  کتاب کامل الزیارات از ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه.
  2.  البرهان فی تفسیر القرآن.

منابع

  •  قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 854.



ترجمه

 

مرگ بر آدمی باد که چه ناسپاس است.

 

شان نزول

 

عکرمة گوید: این آیه درباره عتبة بن ابى‌لهب نازل شده، هنگامى که گفته بود من به خداى ستارگان کافر هستم.[۱]

 

پانویس

 

  1. تفسیر ابن المنذر.

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 853.



 

ترجمه

 

روی را ترش کرد و سر برگردانید.(1) چون، آن نابینا به نزدش آمد.(2)

 

شأن نزول

 

«شیخ طوسى» گویند: عده اى گویند: این آیات درباره مردى از بنى‌امیه نازل گردیده که با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم همراه بود. وقتى که ابن ام‌مکتوم آمد خود را جمع کرد و چهره خود را نسبت به او عبوس نمود و خواست با این عمل از ابن ام‌مکتوم اعراض نموده و دورى جسته باشد سپس خداوند با نزول این آیه روش او را مذمت فرمود[۱]

 

پانویس

 

  1.   على بن ابراهیم در تفسیر خود گوید: این آیه درباره عثمان بن عفان و ابن ام‌مکتوم نازل شده و ابن ام‌مکتوم مؤذن رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله بوده است و در عین حال کور و نابینا هم بود. روزى نزد پیامبر آمد در حالتى که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله با وى بودند. عثمان نیز نزد پیامبر بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله ابن ام‌مکتوم را بر عثمان مقدم داشت و عثمان رو ترش کرد و از ابن ام‌مکتوم روى برگردانید و این آیات نازل گردید.

 

منابع

 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و... ص 852.




 

ترجمه

تو را از قیامت می پرسند که چه وقت واقع شود.(42)از یاد کردن آن تو را چکار است؟(43)منتهای آن نزد پروردگار توست.(44)

شان نزول

از طریق جویبر از ضحاک و او از ابن عباس روایت شده که مشرکین مکه از پیامبر از روى مسخره سؤال می‌کردند که چه وقتى روز قیامت برپا خواهد گشت[1] و نیز از طارق بن شهاب[2] و همچنین از عروة[3] این حدیث نقل و روایت گردیده است.

پانویس

  1.  تفسیر ابن ابى حاتم.
  2. تفاسیر طبرى و طبرانى.
  3. تفسیر ابن ابى حاتم.

منابع 

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 851.



ترجمه

 گویند: این بازگشت ما بازگشتی است زیان آور.

 شان نزول

محمد بن کعب گوید: وقتى که آیه «أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِی الْحافِرَةِ»[۱] نازل گردید. کفار قریش گفتند: اگر ما بعد از مرگ زنده بشویم، هر آینه در خسران و زیان قرار خواهیم گرفت سپس این آیه نازل گردید.[۲]

 پانویس

  1.   آیه 10؛ همین سوره (ترجمه)، «آیا ما پس از مرگ باز زندگى دیگرى خواهیم نمود؟».
  2.  سنن سعید بن منصور.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمد آیتی.
  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 851.



 

 

 

ترجمه

از چه چیز می پرسند؟ (1) از آن خبر بزرگ.(2)

نزول


«شیخ طوسى» گفت : در سبب نزول این آیات گویند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هر وقت خبرى که به قریش می‌داد و یا از اخبار امم گذشته چیزى به آن‌ها مى گفت و نیز موعظه و پند و اندرز می‌داد، مسخره مى کردند. خداوند پیامبر خود را از گفتار با آن‌ها طى آیه «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیکمْ فِی الْکتابِ»[۱] نهى فرمود.

از آن به بعد وقتى که پیامبر اصحاب خود را موعظه می‌نمود و یا اخبار امم گذشته را به آنان می‌داد، اگر مشرکین وارد می‌شدند از سخن گفتن خوددارى می‌فرمود. مشرکین گفتند: یا محمد به خداوند قسم گفتار تو عجیب است و ما خیلى مایل هستیم کلام وحدیث تو را بشنویم. پیامبر فرمود: خداوند مرا نهى نموده است که با شما حدیث و یا خبرى بگویم سپس این آیه نازل گردید.[۲]

 پی نوشت:

  1. آیه، 140 سوره نساء که موضوع شأن و نزول آن از تفاسیر روض الجنان و مجمع البیان در صفحه 255 ذکر شده است.
  2.  طبرى صاحب جامع البیان و ابن ابى حاتم در تفسیر خود از حسن بصرى روایت کنند که وقتى که رسول خدا صلى الله علیه و آله مبعوث گردید. مردم از یکدیگر درباره آن پرسش مى کردند سپس این آیه نازل گردید.

منبع:

  • محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 850.